ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٠٦ - (دوستى پنج شرط دارد)
و چون اين آية فرود آمد رسول خدا فرمود: در ميان شما كسى هست كه پس از من بحكم تاويل قرآن مىجنگد چنانچه من بحكم ظاهر قرآن جنگيدم. عرض شد يا رسول اللَّه آن شخص كيست؟ فرمود:
كسى كه مشغول پارهدوزى كفش خويش است و مقصودش امير المؤمنين ٧ بود.
و عمار ياسر (در جنگ صفين) گفت زير همين پرچم در ركاب رسول خدا و خاندانش سه بار جنگيدهام و بخدا قسم اين چهارمين بار است بخدا سوگند اگر آن قدر شمشير بر ما بزنند كه ما را تا نخلستان هجر (شهرى است در يمن) عقب برانند ما بهتر خواهيم دانست كه ما بر حقيم و آنان بر باطل و روش امير المؤمنين با دشمنان خود در جنگ همان روش رسول خدا بوده در باره اهل مكة روزى كه مكة را فتح فرمود كه هيچ از فرزندانشان اسير نگرفت و فرمود هر كس در خانهاش را بست و اسلحه بر زمين گذاشت يا بميان خانه ابى سفيان درآمد در امان است. امير المؤمنين هم روز جنگ بصرة بدشمنان خود چنين فرمود: فرزندى را از آنان باسيرى نگيريد و زخمدارى را نكشيد و فرارى را تعقيب نكنيد و هر كس در خانهاش را بست و اسلحه بر زمين انداخت در امان است.
و اما شمشيرى كه در نيام است شمشيرى است كه با آن حكم قصاص اجرا مىشود خداى عز و جل فرموده است: قصاص جان بجان است[١] اختيار كشيدن اين شمشير بدست اولياء مقتول است ولى صدور حكمش بدست ما است.
اين بود شمشيرهائى كه خداى عز و جل پيغمبرش را با آنها بر انگيخت كسى كه آنها را انكار كند و يا چيزى از روش و احكام آنها را انكار كند همانا بر قرآنى كه خدا بر محمد فرو فرستاده كافر شده است.
(دوستى پنج شرط دارد)
١٩- امام صادق ٧ فرمود: دوستى را شرايطى است كسى كه همه اين شرايط در او نيست او را
[١] المائدة: ٤٥.