ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٧٦ - (شش دعاى نامستجاب)
با مردم محاكمه كنى و با شش دليل بر آنان پيروز شوى كه هيچ يك از آن شش دليل را قريش ندارند و آن دليلها اين است كه تو نخستين كس از آنان هستى كه ايمان بخدا آوردهاى و در اجراى دستورات از همه استوارتر و بر سر پيمانهاى خداوند از همه پايدارتر و به زيردستان از همه مهربانتر و در قضاوت از همه داناتر و در مراعات حق تساوى در تقسيم از همه دقيقتر و مقامت در پيشگاه الهى از همه والاتر است.
(شش دعاى نامستجاب)
٤٠- نوف گويد: شبى در خدمت امير المؤمنين بسر بردم در تمام شب حضرتش مشغول نماز بود و ساعت بساعت بيرون مىآمد و بآسمان نگاه ميكرد و قرآن تلاوت ميفرمود گويد چون پاسى از شب گذشت از كنار من بگذشت و فرمود اى نوف بخوابى يا بيدار؟ عرض كردم بيدارم و نگران شما يا امير المؤمنين فرمود خوشا بحال كسانى كه از دنيا روى برتافتند و بآخرت روى آوردند آناناند كه زمين را فرش زير پايشان و خاك آن را رختخواب و بالششان و آب روى زمين را عطر و گلابشان انتخاب كردند جامه روئينشان قرآن و لباس تنشان دعا است از دنيا بريدند هم چنان كه عيسى بن مريم بريد خداى عز و جل بعيسى بن مريم وحى فرمود كه بجامعه بنى اسرائيل بگو كه نبايد بهيچ يك از خانههاى من داخل شوند مگر با دلهائى