ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٦٣ - (دستور نكشتن شش حيوان)
پاكدامن نسبت زنا ميدهد و كسانى را كه فكاهى و شوخى آنان دشنام بر مادران يك ديگر است.
(شش چيز عجيب)
١٧- امام صادق ٧ فرمود: سلمان خدايش رحمت كند گفته است از شش چيز در شگفتم بحدى كه سه تاى آنها مرا مىخندانند و سه ديگرم ميگريانند اما آن سه كه مرا بگريه آورد جدائى از دوستان يعنى محمد و طرفدارانش و هراس از روز آخرت و حضور در پيشگاه احديت و اما آن سه كه براى من خنده آور است حال كسى كه او دنيا را مىطلبد و مرگ او را و از خدا بىخبرى كه خداوند از او غافل نيست و آنكه بپرى دهان ميخندد و نميداند كه خداوند از او راضى است يا ناراضى.
(دستور نكشتن شش حيوان)
١٨- داود بن كثير رقى گويد: در محضر امام صادق ٧ نشسته بوديم در اين ميان مردى با پرستوئى سر بريده كه بدست داشت از كنار ما گذشت امام ششم از جا برجست تا آن پرستو را از دست او گرفت و بزمين پرتاب كرد سپس فرمود: دانشمند اجتماعى شما اين چنين دستور بشما داده يا دانشمند دينى شما؟
پدرم از جدم بمن خبر داد كه رسول خدا دستور فرموده است شش حيوان را كسى نكشد زنبور عسل