ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٨٠ - (رسول خدا روز كندن خندق سه كلنگ زد و بهر كلنگى يك تكبير گفت)
(هر كس سه خصلت دارا باشد مانند اين است كه همه خير دنيا را دارا است)
٢١١- رسول خدا ٦ فرمود: هر كس بدنش سالم و جانش در امان و خوراك روزانه را داشته باشد مانند اين است كه همه خير دنيا را دارا است اى فرزند خثعم از دنيا بمقدارى كه جلو گرسنگى تو را بگيرد و بدنت را بپوشاند ترا كافى خواهد بود و اگر خانهاى براى سايه سر داشته باشى چه بهتر و اگر مركبى براى سواريت باشد به به كه خير است و چه خيرى و بيش از اين حساب دارد يا شكنجه و عذاب (در حلال دنيا حساب است و در حرامش عذاب).
شرح:
در نسخه مكتبه الصدوق گويد: در روايت تصحيف شده است و از طبرانى نقل ميكند كه بجاى (يا ابن خثعم) (بابن آدم جفينة يكفيك) است و جفينة بمعناى كاسه كوچك است و علنى هم براى اين تصحيف ذكر ميكند هر كه خواهد مراجعه نمايد:
(رسول خدا روز كندن خندق سه كلنگ زد و بهر كلنگى يك تكبير گفت)
٢١٢- براء بن عازب گويد: چون رسول خدا دستور كندن خندق را صادر فرمود سنگ بزرگ سختى پيدا شد كه به پهناى خندق بود و كلنگها در آن كارگر نبود پس رسول خدا تشريف آورد چون بر آن سنگش نظر افتاد جامه خود از تن بگرفت و كلنگ را برداشت و بسم اللَّه گفته چنان محكم كلنگ