ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٢٨ - (هر كس در معامله با مردم از سه خصلت دورى جويد بر مردم است كه چهار خصلت براى او قائل شوند)
بن ابى طالب چون از سدرة گذشتم و بعرش پروردگار جهانيان جل جلاله رسيدم ديدم بر پايههاى عرش نوشته است منم خداوند و بجز تنها خودم معبودى نيست محمد دوست من است او را با وزيرش تأييد و يارى نمودم چون سر برداشتم ديدم بر طاق عرش نوشته شده منم اللَّه و جز من معبودى يكتا نيست محمد بنده من است و فرستاده من است كه او را با وزيرش تأييد و يارى نمودم.
(بار حديث اهل بيت را جز چهار كس نتواند كشيد)
٢٧- شعيب حداد گويد: شنيدم امام صادق جعفر بن محمد ميفرمود: حديث ما دشوار است و دشوارى آور و متحمل آن نگردد مگر فرشته مقرب درگاه الهى يا پيغمبر مرسل و يا بندهاى كه خداوند دل او را با ايمان آزموده باشد يا مدينه حصينه: (شهر با برج و بارو) عمرو گويد بشعيب گفتم: مدينه حصينه چيست؟ گفت همين سؤال را از امام صادق كردم بمن فرمود مقصود دلى است كه آشفته و پراكنده نباشد.
(هر كس در معامله با مردم از سه خصلت دورى جويد بر مردم است كه چهار خصلت براى او قائل شوند)
٢٨- رسول خدا ٦ فرمود: هر كس در معامله با مردم ستم بر آنان روا ندارد و در گفتارش با آنان