ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٨ - (دو غريب را نگهدارى كنيد)
المؤمنين ٧ مردى برخاست و گفت: يا امير المؤمنين پروردگارت را بچه وسيله شناختى؟ فرمود:
بوسيله بهم خوردن تصميم و شكستن همت كه چون بكارى همت گماشتم ميان من و كار مورد علاقهام فاصله ايجاد شد و چون تصميم گرفتم قضاى الهى بر خلاف تصميم من جارى گرديد دانستم كه تدبير ديگرى در كار است عرض كرد: بچه جهت نعمتهاى خداوند را شكرگزارى؟ فرمود: در بلاهائى كه از من باز داشته و ديگرى را بآن مبتلا ساخته خوب دقت كردم دانستم كه خداوند بر من انعام فرموده سپاسگزارش گشتم، عرض كرد: از چه رو خدا را دوست دارى؟ فرمود: از اين رو كه آئين فرشتگان و فرستادگان و پيغمبران خود را براى من برگزيد دانستم كسى كه مرا اين چنين گرامى ميدارد فراموشم نخواهد كرد و بهمين جهت دوستدار ديدارش گشتم.
(پيغمبر فرمود: در دو كار دوست ندارم كه هيچ كس با من شركت كند)
٢- رسول خدا ٦ فرمود: دو كار است كه دوست ندارم هيچ كس در آن دو با من شركت كند، يكى وضوى من است كه جزئى است از نماز من، دوم صدقه من است كه از دست خودم بدست گدا برسد زيرا صدقه بدست خداى رحمان ميرسد.
(دو غريب را نگهدارى كنيد)
٣- رسول خدا ٦ فرمود: از دو غريب نگهدارى كنيد: كلام حكمت آميز را از سفيه بپذيريد