ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٤٣ - (كلماتى كه خداوند ابراهيم را با آنها آزمود و ابراهيم آنها را بپايان رسانيد پنج كلمه بود)
(بهمان معانى كه ذكر شد) از اين جهت در امامت شرط گرديد كه امت از نظر مصالح دنيا و آخرت بدانها نيازمند است و اينكه ابراهيم (پس از دريافت بشارت امامت خويش از خداوند تعالى) عرض كرد (و من ذريتى): (از نسل من نيز امام باشند) كلمه (من) بمعناى (از) براى تبعيض بود تا معلوم شود كه در ميان افراد نسل كسانى خواهند بود كه شايستگى امامت را خواهند داشت و كسانى كه اين شايستگى را نخواهند داشت گر چه مسلمان باشند و استفاده تبعيض از كلمه (من) براى اين است كه محال است ابراهيم دعا كند كه كافر و يا مسلمانى كه معصوم نيست بامامت برسد پس صحيح است كه بگوئيم اين خواسته براى بعضى از خواص مؤمنين است و خواص از اين جهت مخصوص شدند كه از راه كفر بدور هستند سپس آنان كه از گناهان كبيره كناره گيرند از ميان خاصان نيز مخصوصتراند و سپس معصوم (كه هرگز گناه و خطا از او سر نزند) از ميان اين مخصوصان نيز مخصوصتر گشتند و اگر براى اختصاص بمقام امامت چهرهاى زيباتر از اين فرض ميشد همان از شرايط امامت منظور ميگرديد.
(مطلب قابل توجه اينكه) خداوند حضرت عيسى را بنام ذرية و نسل ابراهيم ناميده است در صورتى كه عيسى فرزند دختر ابراهيم بود حال كه فرزند دختر را ذرية ناميدن صحيح است و ابراهيم براى ذرية خويش درخواست امامت نموده است بر محمد ٦ واجب بود كه پيرو ابراهيم گردد و امامت را در ذريه معصوم خود قرار بدهد تا پس از دريافت دستور پيروى از ابراهيم كه خداوند فرمود: (سپس ما بتو وحى كرديم كه از ملت ابراهيم يگانه پرست پيروى كن) مو بمو اين دستور را اجرا كرده باشد و اگر امامت را در ذريه معصوم خود قرار نميداد با مخالفت اين دستور در زمره كسانى بود كه خداوند ميفرمايد (بجز كسانى كه خود را بهلاكت اندازند چه كسى از ملت ابراهيم روى گردان مىشود؟).