ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٤١ - (چهار كس گواهى بولايت امير المؤمنين را پنهان داشتند و خدا نفرين آن حضرت را در باره آنان پذيرفت)
پناهنده نميشود: شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمىبرد بفرموده خداى عز و جل حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد: بواسطه نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمىبرد بفرموده خداى عز و جل: لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم و در شگفتم از كسى كه حيلهاى در باره او بكار رفته چرا بفرموده خداى تعالى پناه نمىبرد وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ: كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است) زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مىفرمايد خداوند او را از بديهائى كه در باره او بحيله انجام داده بودند نگه داشت و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى (ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ) (آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست) زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مىبينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمه: عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
(چهار كس گواهى بولايت امير المؤمنين را پنهان داشتند و خدا نفرين آن حضرت را در باره آنان پذيرفت)
٤٤- جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: على بن ابى طالب براى ما خطبه خواند پس خداى را ستود