ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٥٩ - (نجده حرورى نامهاى به ابن عباس نوشت و از او چهار چيز پرسيد)
داشتن براى آنكه از غير خدا ترسيدن موجب بازگشت از دين حق است و سهل انگارى در عمل تا آنكه مرگش فرا رسد و اگر آرزو نبود آدمى موقعيت خود را نيكو ميديد و اگر بواقعيت خود آشنا ميشد از ترس و وحشت ميمرد و شعبههاى كينهورزى كبر است و فخر و ننگ داشتن و پشتيبانى از خويشاوند، كسى كه كبر ورزد از حق رو گردان شود و كسى كه فخر كند نابكار شود و آنكه از پذيرش حق ننگ داشته باشد بجان خود زيان زده است و هر كس را كه پشتيبانى از خويشاوندان گريبان گير شود ستم كند چه كار بدى است كارى كه نتيجهاش كبرورزى و روگردانى از حق و نابكارى و ستمگرى است و شعبههاى طمع چهار است: شادى و سرمستى و ستيزهگرى و فزونطلبى، شادى خدا را خوش آيند نيست و سرمستى تكبر و گردن فرازى است و ستيزهگرى بلائى است كه آدمى را بناچار گرفتار دامهاى گناه ميكند و فزونطلبى بازى و سرگرمى است و عوض كردن است آنچه را كه پست است با آنچه نيكو است اين است نفاق و ستون و شعبههاى او.
(نجده حرورى نامهاى به ابن عباس نوشت و از او چهار چيز پرسيد)
٧٥- امام صادق ٧ فرمود: نجده حرورى نامهاى بابن عباس نوشت و از او چهار چيز پرسيد:
آيا رسول خدا زنها را بجبهه جنگ ميبرد و از غنيمت جنگى سهمى به آنان مىداد؟ و مصرف خمس چيست؟
و يتيم چه وقت يتيمىاش پايان مىيابد؟ و كشتن كودكان كفار، ابن عباس در جوابش نوشت: اما پرسشات در باره زنان، رسول خدا چيز اندكى بآنان ميداد (يا آنكه بهمراه خود بيرون مىبرد) و آنان را بكار