ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٣٨ - (خداى عز و جل بنده را در سه حال مختلف آفريد)
خود رفتار كند و رياكار را سه علامت است هنگام تنهائى كسل است و چون مردم بنزدش باشند با نشاط است و بهر كارى دست بزند براى خوش آيند ديگران است، و حسود را سه علامت است: پشت سر بدگوئى كند و پيش رو تملق نمايد و مصيبت زده را سرزنش كند، و ولخرج را سه علامت است: آنچه را كه در خور او نيست ميخرد و آنچه را كه در خور او نيست مىپوشد و آنچه را كه در خور او نيست ميخورد، و تنبل را سه علامت است: آن قدر كوتاهى كند تا سست گردد، و آنقدر سستى ورزد تا ضايع كند و آنقدر ضايع كند كه گنهكار شود، و غافل را سه علامت است: اشتباه و بازى و فراموشى حماد بن عيسى گويد امام صادق ٧ فرمود: هر يك از اين علامتها را رشتههاى مختلفى است كه دانستن همه آنها بيش از هزار باب و هزار باب و هزار باب است اى حماد شبانه روز بدنبال دانش باش و اگر خواستى كه چشمت روشن باشد و بخير دنيا و آخرت برسى طمع خود را از آنچه بدست مردم است ببر و خود را در رديف مردگان بگذار و هرگز بخواطرت نگذرد كه تو را بر يك نفر از مردم مزيتى است و زبان خويش در دهان نگهدار همان طور كه مالت را نگه ميدارى.
(خداى عز و جل بنده را در سه حال مختلف آفريد)
١١٤- امير المؤمنين ٧ فرمود: از جمله پندهائى كه لقمان بر فرزندش ميداد اين بود: كه گفتش جان فرزند آنكه در باره روزى پايه يقينش كوتاه و ايمانش ضعيف است بايد قياس كند كه خداى تبارك و تعالى او را در سه حال مختلف آفريد و در همه روزيش را داد در صورتى كه بهيچ يك از آن حالات نه كسبى داشت و نه راه چارهاى و مسلما خداوند در حالت چهارم نيز روزيش خواهد بخشيد اولين حال شكم، مادر