ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٠١ - كلام مصنف
فال بد زدن، رشك بردن، و وسوسه آسا در آفرينش انديشيدن.
[كلام مصنف]
(مصنف اين كتاب) ادام اللَّه عزه گويد: معناى فال بد زدن در اين روايت اين است كه ديگران در باره آنان فال بد زنند و اما آنان : فال بد نزنند چنانچه خداى عز و جل از زبان قوم صالح ميفرمايد گفتند، با تو و پيروانت فال بد ميزنيم. صالح گفت: فال بد شما نزد خدا است[١] و چنانچه ديگران به پيمبرانشان گفتند، ما بشما فال بد ميزنيم اگر از كار دعوت خود دست باز نداريد ما سنگسارتان خواهيم نمود[٢] و اما حسد. مقصود در اينجا آن است كه آنان در مورد رشك و حسد واقع ميشوند نه آنكه آنان بديگران رشك ميبرند چنانچه خداى عز و جل ميفرمايد: مگر بمردم رشك ميبرند در آنچه خدا از فضل خود بآنان داده است كه ما بخاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و آنان را قدرت بزرگى عطا كرديم[٣] و اما تفكر وسوسه آسا در خلق. مقصود اين است كه انبياء : گرفتار اهل وسوسهاند و جز اين مقصود نيست چنانچه خداوند از حال وليد بن مغيره مخزومى بيان ميكند كه او فكر كرد و در دل خود خيالاتش را آماده نمود مرده باد كه چگونه آماده نمود باز مرده باد كه چگونه آماده نمود يعنى در باره قرآن گفت: كه اين همان جادوى آموخته شده است و گفتار بشرى بيش نيست[٤].
[١] النمل: ٢٧
[٢] يسن: ١٨
[٣] النساء: ٥٤
[٤] المدثر: ١٦- ١٨.