ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٧ - (دو كار شگفت آور خوردن روزى خداوند و ادعاى خدائى)
آنقدر سجده كند كه گردنش از بدن جدا گردد خداوند و از او نپذيرد مگر آنكه ولايت ما اهل بيت را داشته باشد.
(دانش بر دو نوع است)
٣٠- سليم بن قيس هلالى گويد: شنيدم على ٧ به ابى الطفيل عامر بن واثله كنانى ميفرمود:
اى ابا طفيل علم دو قسم است: يكى علمى كه مردم را چاره جز فرا گرفتنش نيست و آن احكام و رنگ ظاهر دين است و ديگر علمى كه مردم در فرا گرفتنش مختارند و آن تامل و تفكر در قدرت خداى عزّ و جلّ است.
(دو كار شگفت آور: خوردن روزى خداوند و ادعاى خدائى)
٣١- امام صادق ٧ فرمود: خداى تبارك و تعالى فرشتهاى بر زمين فرو فرستاد و ساليانى دراز در زمين بود سپس بآسمان بالا رفت از وى سؤال شد چه ديدى؟ گفت: كارهاى شگفت آور بسيارى ديدم و از همه شگفت انگيزتر اينكه: بندهاى را ديدم غرق نعمتهاى تو، روزى تو ميخورد و ادعاى خدائى ميكرد از جراتش بر تو و بردبارى تو بر او شگفتم آمد خداى عزّ و جلّ فرمود: از بردبارى من