ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٠٢ - (ياران رقيم سه نفر بودند)
(صديقان سه كساند)
٢٥٤- رسول خدا ٦ فرمود: صديقان سه كساند على بن ابى طالب و حبيب نجار و مؤمن آل فرعون.
شرح:
حبيب نجار همان كسى است كه خداوند در بارهاش فرموده است وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى و مؤمن آل فرعون حزقيل است.
(ياران رقيم سه نفر بودند)
٢٥٥- رسول خدا ٦ فرمود: سه نفر از پيشينيان در حالى كه با هم راه مىپيمودند ناگهان باران درگرفت و آنان بغارى پناهنده شدند تصادفاً در غار (بواسطه ريزش) بسته شد.
يكى از آنان گفت: دوستان بخدا سوگند كه بجز راستى هيچ باعث نجات شما از اين گرفتارى نخواهد شد، پس هر يك از شما خداى را بخواند بآنچه خداى عز و جل ميداند كه او در گفتارش راستگو است پس يكى از آنان گفت: خدايا اگر آگاهى كه من مزدورى گرفتم كه در مقابل يك پيمانه برنج عملى براى من انجام داد.
پس از پايان كار مزدور رفت و مزدش نزد من ماند من آن برنج را كاشتم و از برداشت آن گاوى خريدم و پس از مدتى آن مزدور بازگشت و مزد خود را از من مطالبه نمود گفتم: اين گاو را بگير و با خود ببر گفت: من فقط يك پيمانه برنج نزد تو دارم گفتم: اين گاو را برگير و با خود ببر كه اين از همان يك پيمانه برنج است او نيز گاو را پيش انداخته و برد بار الها اگر آگاهى كه من اين