ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٢٨ - (مرد مسلمان را سه دوست است)
است شرابخوارگى كه دام شيطان است و پولدوستى كه تير شيطان است پس هر كه زن دوست باشد از زندگانى بهرهمند نشود و هر كه ميگسار باشد بهشت بر او حرام گردد و هر كه پول دوست باشد بنده زر خريد دنيا است و فرمود: كه عيسى بن مريم گفت: پول زر بيمارى دين است و دانشمند دينى پزشك معالج و هر گاه ديديد پزشك خود را دردمند ميسازد باو بدبين باشيد و بدانيد كه خير خواه ديگرى نتواند بود.
(مرد مسلمان را سه دوست است)
٩٢- امير المؤمنين ٧ فرمود: براستى كه مرد مسلمان را سه دوست است دوستى كه ميگويد:
من در زندگى و مرگ با تو همراهم و آن كردار او است و دوستى كه ميگويد: من تا لب گور بهمراه تو هستم و سپس رهايت خواهم كرد و آن فرزندان اويند و دوستى كه ميگويد: من تا دم مرگ هستم و آن ثروت اوست كه چون مرد مال وارث است.
٩٣- قيس بن عاصم گويد: با گروهى از بنى تميم بمحضر رسول خدا ٦ شرفياب شدم وقتى بحضور رسيدم كه صلصال بن دلهس نيز افتخار حضور داشت عرض كردم: اى پيغمبر خدا ما را موعظهاى بفرما كه ما گروهى بيابان گرديم (و نميتوانيم زياد بخدمت شما برسيم) رسول خدا فرمود: همانا كه عزت را خوارى بهمراه است و زندگانى را مرگ قرين و دنيا را آخرتى است و براستى كه براى هر چيز حسابگرى هست و بر هر چيز مراقبى، و هر كار خوبى را پاداشى است و هر كار بدى را سزائى و هر پيش آمدى را سرنوشتى است