ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٧ - مقدمه مؤلف
[مقدمه مؤلف]
به نام خداوند بخشايشگر مهربان ستايش خداوندى راست كه در يگانگي يكتا و در خداوندگارى تنهاست، همو بندگان را بر اساس معرفت خويش پديد آورده و زبانها از توصيف او ناتوان و ديدگان از ديدن او در پرده است. خداوندى كه از صفات آفريدگان برتر و از معانى كسانى كه حدّى تعيين مىكنند بالاتر است، بنا بر اين در ميان همه خلائق همانندى ندارد و جز او براى جهانيان معبودى نيست.
گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند يگانه وجود ندارد و براى او شريكى نيست، در حالى اين گواهى را مىدهم كه به يگانگى او اعتراف دارم و خواهان برخوردارى از كرامت او هستم و از گناهان به سوى او توبه دارم. و گواهى مىدهم كه محمّد بنده او و فرستاده اوست كه او را به رسالت خويش برگزيده و نشانههاى دين خود را به او سپرده و با كتاب خود، او را مبعوث كرده تا حجتى بر بندگانش باشد. و نيز گواهى مىدهم كه علىّ بن ابى طالب وصىّ او و بهترين مردم پس از او و اجراكننده فرمان او و دعوتكننده به راه اوست، و همو امير مؤمنان و سرور اوصياء و شايستهترين مردم نسبت به پيامبران است، و همسر او فاطمه زهرا سيّده زنان جهان است و حسن و حسين و امامان از نسل او، رهبران هدايت و نشانههاى تقوا و حجتهاى خداوند بر اهل دنيا هستند. و گواهى مىدهم كه هر كس از آنان پيروى كرد نجات يافت و هر كس از آنان بازماند هلاك شد. درودها و رحمت و بركات خداوند بر آنان و ارواح و اجسادشان باشد.
اما بعد، من اساتيد و پيشينيان را- كه رحمت خدا بر آنان باد- ديدم كه در فنون علم، كتابهايى تأليف كردهاند؛ ولى از تأليف كتابى كه مشتمل بر عددها و خصلتهاى پسنديده و نكوهيده باشد، غفلت نمودهاند و در تأليف چنين كتابى سود بسيارى براى طالب علم و خواهان خير و نيكى يافتم، با قصد قربت به خداوند به تصنيف چنين كتابى پرداختم، در حالى كه طالب پاداش خدا و خواستار رسيدن به رحمت او هستم و اميدوارم كه در آرزويى كه دارم با بزرگوارى و احسان خود، مرا نااميد نكند كه او بر هر چيزى تواناست.