ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٦٣ - پنج تن، از پيامبران به زبان عربى سخن مىگفتند
به آنان طلب آمرزش مىكنند، و چهارم اينكه خداوند به بهشت امر مىكند كه استغفار كن و براى بندگانم خود را آرايش بده تا شايد رنج و ناراحتى دنيا از آنها برطرف شود و به سوى بهشت و كرامت من برگردند، پنجم اينكه وقتى آخرين شب ماه رمضان فرا مىرسد همه آنها آمرزيده مىشوند، مردى گفت: يا رسول اللَّه اين كار در شب قدر انجام مىگيرد؟ فرمود: آيا كارگران را نمىبينى كه چون از كارشان فارغ مىشوند اجرت داده مىشوند.
روز قيامت پنج كس از پنج كس فرار مىكنند
١٠٢- عبد اللَّه بن احمد طائى از امام رضا ٧ و او از پدرانش نقل مىكند كه على بن ابى طالب ٧ در مسجد جامع كوفه بود، مردى از اهل شام برخاست و مسائلى را از آن حضرت پرسيد، در ميان سؤالات او يكى هم اين بود كه گفت: به من خبر بده از اين سخن خداوند كه مىفرمايد: «روزى كه مرد از برادرش و مادرش و پدرش و همسرش و فرزندانش فرار مىكند.»[١] آنها چه كسانى هستند؟ فرمود: قابيل از هابيل فرار مىكند و كسى كه از مادرش فرار مىكند موسى است و كسى كه از پدرش فرار مىكند ابراهيم است و كسى كه از همسرش فرار مىكند لوط است و كسى كه از پسرش فرار مىكند نوح است كه از پسرش كنعان فرار مىكند.
مصنف اين كتاب مىگويد: موسى از آن جهت از مادرش فرار مىكند كه مىترسد حق واجب او را ادا نكرده باشد و ابراهيم از پدر مربّى مشرك خود فرار مىكند و نه از پدر واقعى خود كه همان تارخ مىباشد.
پنج تن، از پيامبران به زبان عربى سخن مىگفتند
١٠٣- أبو القاسم طائى از امام رضا ٧ و او از پدرانش نقل مىكند كه على بن ابى طالب ٧ در مسجد جامع كوفه بود كه مردى از اهل شام برخاست و مسائلى پرسيد، از جمله اينكه گفت: به من خبر بده از پنج پيامبرى كه به زبان عربى سخن مىگفتند،
[١] سوره عبس، آيه ٣٤.