ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٥١ - پنج فضيلت براى امير المؤمنين(ع)
چيز از فطرت است: گرفتن ناخنها و چيدن شارب و چيدن موهاى زير بغل و تراشيدن موى عانه و ختنه كردن.
پنج فضيلت براى امير المؤمنين ٧
٨٧- حارث بن ثعلبه مىگويد: به سعد گفتم: آيا چيزى از مناقب على ٧ را مشاهده كردى؟ گفت: آرى چهار منقبت از او را نيز مشاهده كردم و پنجمى آنها را مشاهده كردم و بگونهاى بود كه اگر من يكى از آنها را داشتم براى من از داشتن شتران سرخ مو محبوبتر بود: پيامبر خدا ٦ ابو بكر را با سوره برائت فرستاد، سپس على را فرستاد و او آن سوره را از ابو بكر گرفت و ابو بكر برگشت و گفت: يا رسول اللَّه آيا در باره من چيزى نازل شد؟ فرمود: نه، فقط مىخواستم (آن سوره را) مردى از خود من ابلاغ كند.
و نيز پيامبر ٦ همه درها را (كه به مسجد او باز مىشد) بست ولى در خانه على را نبست، گفتند: همه درها را بستى ولى در خانه او را رها كردى؟ فرمود: آنها را از پيش خودم نبستم و از پيش خود باز نگذاشتم. مىگويد: پيامبر خدا ٦ عمر بن خطاب را با مردى ديگر به خيبر فرستاد و هر دو شكست خورده بازگشتند، پس پيامبر فرمود: فردا پرچم را به مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند و ستايش بسيار كرد. مىگويد: چندين نفر در انتظار آن بودند، كه پيامبر ٦ على ٧ را خواند و پرچم را به او داد و او برنگشت مگر اينكه خداوند او را پيروز كرد.
چهارمين منقبت اين بود كه در روز عيد غديرخم پيامبر خدا ٦ دست على ٧ را گرفت و آن را بالا برد تا جايى كه زير بغلهايشان ديده شد، پس فرمود: آيا من براى شما از جانهايتان اولىتر نيستم؟ گفتند: آرى يا رسول اللَّه، فرمود: هر كس را كه من مولاى اويم على مولاى اوست. و پنجمين منقبت اين بود كه پيامبر خدا ٦ او را در ميان خانواده خود جانشين خويش كرد و سپس به سوى او برگشت و فرمود: تو براى من به منزله هارون از موسى هستى جز اينكه پيامبرى پس از من نخواهد آمد.