ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٨٩ - امير المؤمنين(ع) با مردم با شش خصلت مخاصمه كرد و آنها را مجاب ساخت
است كه آن را از خودم دور نكنم و لذا به انگشتر خود نوشت: «لا اله الّا اللَّه هزار مرتبه خدايا مرا اصلاح كن» و نوشته انگشترى سليمان بن داود چنين بود «منزه است خداوندى كه جنّ را با كلمات خود لگام زده است» و چون حضرت ابراهيم را به منجنيق گذاشتند، جبرئيل خشمناك شد، خداوند به او وحى كرد كه اى جبرئيل چه چيزى تو را خشمگين كرده؟ عرض كرد: پروردگارا، ابراهيم دوست توست و بر روى زمين جز او كسى نيست كه تو را عبادت كند، تو دشمن خود و دشمن او را بر او مسلط كردهاى، خداوند وحى كرد كه ساكت شو، همانا كسى مانند تو عجله دارد كه از فوت وقت مىترسد ولى من چنانم كه او بنده من است هر وقت كه بخواهم او را مىگيرم، مىگويد: جبرئيل راحت شد، سپس به سوى ابراهيم متوجه شد و گفت: آيا حاجتى دارى؟ او گفت: اما به تو هرگز! پس خداوند در آن هنگام انگشترى را فرود آورد كه در آن شش حرف بود: «خدايى جز خداوند نيست، محمد فرستاده خداست و حول و قوهاى جز از خداوند نيست، كار خودم را به خدا واگذار كردم و تكيهگاه من خداست، خدا براى من بس است.» مىگويد پس خداوند به او وحى كرد كه اين انگشترى را به انگشت خود كن كه من آتش را براى تو سرد و امن قرار خواهم داد.
خداوند شيعه را از شش خصلت بدور كرده است
٣٧- محمد بن يحيى از كسى و او از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: همانا خداوند شيعه ما را از شش خصلت بدور كرده است: جنون و جذام و برص و ابنه بودن و اينكه زنازاده باشد و اينكه سائل به كف باشد. (يعنى خداوند در طبع شيعه اين موارد را قرار نداده و اگر كسى احيانا مبتلا به آنها شود بر خلاف طبع خود رفتار كرده است.) ٣٨- مفضّل بن عمر مىگويد: از امام صادق ٧ شنيدم كه مىفرمود: آگاه باشيد كه خداوند شيعيان ما را از شش چيز در پناه خود قرار داده است: اينكه طمعى چون طمع كلاغ داشته باشد و يا چون سگ پارس كند و يا ملوط واقع شود، و يا زنازاده باشند و يا فرزندى از زنا داشته باشند و يا بر در خانههاى مردم گدايى كنند.
امير المؤمنين ٧ با مردم با شش خصلت مخاصمه كرد و آنها را مجاب ساخت
٣٩- زيد بن موسى از پدرش امام موسى بن جعفر ٧ و او از پدرانش نقل مىكند كه امير المؤمنين ٧ فرمود: ابو بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و سعد و