ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٢٧٣ - مردم خداوند را سه گونه عبادت مىكنند
عنوان ابزارى براى دنيا به كار مىبرد و با حجتهاى خدا بر خلق او و با نعمتهاى خدا بر بندگان او بزرگى مىفروشد، تا ضعيفان او را به جاى امام بر حق، تكيهگاه خود قرار بدهند.
يا كسى كه تسليم حاملان علم است ولى بينشى در پيرامون علم ندارد و با نخستين شبههاى كه عارض مىشود شك به دلش مىافتد، آگاه باشيد كه نه اين و نه آن. يا كس ديگرى كه به دنبال لذتهاست و اختيار خود را به شهوت داده است، يا كسى كه در ثروتاندوزى افتاده است، اين دو از پاسداران دين نيستند و بيشتر به چارپايان چرنده شباهت دارند، اين چنين علم با مرگ دارندگانش مىميرد.
خداوندا! آرى، زمين از قيامكنندهاى كه حجت باشد خالى نمىماند كه يا آشكار و يا از ترس پنهان است، تا حجتها و بيّنههاى خداوند باطل نگردد، آنان تعدادشان چقدر است و كجايند؟ آنان از نظر تعداد اندكند و از نظر مقام بزرگوارند، خداوند به وسيله آنان حجتهاى خود را نگه مىدارد تا آن را به همانندهاى خود بسپارند و آن را در دلهاى آنان بكارند، علم آنان را به حقايق امور رسانيده است و به اوج يقين رسيدهاند و آنچه را كه خوشگذرانان دشوار مىشمارند، آسان يافتهاند و به آنچه نادانان از آن مىترسند انس گرفتهاند، با بدنهايى در دنيا هستند كه ارواح آنها با جايگاهى والا پيوند دارد، اى كميل، آنان خليفههاى خداوند و دعوتكنندگان به دين او هستند، آه آه! سخت اشتياق ديدنشان را دارم، و بر خود و شما از خداوند طلب آمرزش مىكنم.
مصنف اين كتاب مىگويد: اين خبر را از راههاى بسيارى روايت كردهام و آن را در كتاب «كمال الدين و تمام النعمة في اثبات الغيبة و كشف الحيرة» آوردهام.
يادى از نورى كه به سه بخش تقسيم شد
٢٥٨- ابو ايوب انصارى از پيامبر خدا ٦ نقل مىكند كه فرمود: چون خداوند بهشت را آفريد، آن را از نور عرش آفريد، سپس اين نور را انداخت و يك سوم آن به من رسيد و يك سوم آن به فاطمه و يك سوم آن به على ٧ و خاندان او رسيد، پس هر كس كه از اين نور به او اصابت كرده باشد به ولايت آل محمد ٦ راه پيدا مىكند و هر كس كه از اين نور به او نرسيده باشد از ولايت آل محمد ٦ گمراه مىشود.
مردم خداوند را سه گونه عبادت مىكنند
٢٥٩- يونس بن ظبيان از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: مردم خداوند را سه