ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٣٣ - چهار خصلت در مؤمن نيست
كه پيامبر خدا ٦ چهار قبيله را دوست داشت: انصار و عبد قيس و اسلم و بنى تميم. ولى از بنى اميه و بنى حنيف و بنى ثقيف و بنى هذيل بدش مىآمد و مىفرمود:
مادرم مرا بكرى و ثقفى نزاييد و در باره هر طايفهاى مىفرمود: نجيب است جز در باره بنى اميه. (حمل بر غالب مىشود چون بيشتر بنى اميه دشمن بنى هاشم و خاندان پيامبر بودند.)
چهار خصلت دل را مىميراند
٦٥- مسعدة بن صدقه از امام صادق ٧ و او از پدرانش نقل مىكند كه پيامبر خدا ٦ فرمود: چهار چيز دل را مىميراند: گناه روى گناه و كثرت صحبت كردن با زنان و جدال با احمق كه تو مىگويى و او مىگويد و هرگز به سوى خير برنمىگردد، و همنشينى با مردگان. گفته شد: يا رسول الله مردگان كيانند؟ فرمود: هر ثروتمند خوش گذران و كامجو.
زمين هرگز از چهار نفر مؤمن خالى نمىشود
٦٦- خالد بن نجيح از امام باقر ٧ يا امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: زمين هرگز از چهار نفر مؤمن خالى نمىشود و گاهى هم بيشترند ولى از چهار تا كمتر نيستند و اين مانند خيمه است كه جز با چهار طناب پايدار نمىشود و ستون هم در وسط خيمه است. (منظور از ستون در جامعه بشرى امام است كه سبب بقاى جامعه است.)
چهار چيز از طبّ بىنياز مىكند
٦٧- اصبغ بن نباته از امير المؤمنين ٧ نقل مىكند كه به پسرش حسن فرمود:
فرزندم، آيا به تو نياموزم چهار خصلتى را كه با آن از طلب بىنياز شوى؟ عرض كرد:
آرى يا امير المؤمنين، فرمود: بر سر غذا منشين مگر اينكه گرسنه باشى و از سر غذا برنخيز مگر اينكه اشتهاى آن را داشته باشى (سير نخورى) و غذا را خوب بجوى و هر گاه كه خواستى بخوابى به مستراح برو. اگر اينها را به كار بردى از طبّ بىنياز خواهى شد.
چهار خصلت در مؤمن نيست
٦٨- ابو بصير از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: چهار خصلت در مؤمن