ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٠٣ - شيطان چهار بيت شعر گفته و با آن به دو بيت شعر آدم پاسخ داده
مىكند كه على بن ابى طالب ٧ از پيامبر خدا ٦ از پيامبر خدا ٦ نقل مىكند كه فرمود: كسى كه با مردم معامله كند و به آنان ستم نكند و با آنان سخن بگويد و دروغ نگويد و به آنان وعده بدهد و تخلف نكند، او از كسانى است كه شخصيت آنها كامل و عدالتشان آشكار و برادريشان واجب و غيبت كردن آنها حرام شده است.
٢٩- عبد اللَّه بن سنان از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: سه چيز است كه در هر كس باشد باعث مىشود كه مردم چهار چيز را در حق او انجام دهند. كسى كه وقتى با مردم سخن مىگويد دروغ نگويد و چون با آنان آميزش داشته باشد ستم نكند و چون به آنان وعده بدهد تخلف نكند، واجب است كه عدالت او در ميان مردم آشكار شود و شخصيت او نيز آشكار شود و غيبت كردن او بر آنان حرام گردد و برادرى او بر آنان واجب شود.
شيطان چهار بيت شعر گفته و با آن به دو بيت شعر آدم پاسخ داده
٣٠- عبد اللَّه بن احمد طائى از پدرش و او از امام رضا ٧ و او از پدرانش از حسين بن على بن ابى طالب ٧ نقل مىكند كه فرمود: على بن ابى طالب در مسجد كوفه بود.
مردى از اهل شام برخاست و گفت: يا امير المؤمنين از تو راجع به چند چيز سؤال مىكنم، فرمود: براى فهميدن بپرس و براى ستيزهجويى مپرس، او از چند چيز پرسيد و از جمله آنها اين بود كه پرسيد: به من خبر بده كه نخستين كسى كه شعر گفت چه كسى بود؟ فرمود: آدم، گفت: از جمله شعرهاى او كدام است؟ فرمود: وقتى از آسمان به زمين فرود آمد و خاك و گستردگى آن را ديد و قابيل، هابيل را كشت آدم چنين سرود: آبادىها و هر كس كه در آن است تغيير يافت، پس روى زمين تيره و زشت شد، هر صاحب رنگ و طعمى تغيير يافت و شادابى صورت نمكين كم شد.
شيطان او را چنين پاسخ داد:
از آبادىها و ساكنانش دور شو، كه به وسيله من بهشت وسيع بر تو تنگ شد، تو و