ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٨٣ - تفسير كلماتى كه اصل هجاى الفبا از آنهاست
نمىرود) نماند مگر در راه خدا و بالاتر از توان او چيزى را بر او تحميل نكند و بيشتر از توان او، او را وادار به راه رفتن نكند.
شش گروه را نبايد سلام داد و شش گروه نبايد امامت كنند و شش چيز در اين امت از اخلاق قوم لوط است
٢٩- اصبغ بن نباته مىگويد: از على ٧ شنيدم كه فرمود: شش گروه را نبايد سلام داد و شش گروه نبايد امامت كنند و شش چيز در اين امت از اخلاق قوم لوط است. اما كسانى كه نبايد به آنان سلام داد، عبارتند از: يهود و نصارى و بازىكنندگان با نرد و شطرنج و شرابخواران و نوازندگان تار و تنبور و لذت برندگان از دشنام دادن به مادران و شاعران (آنها كه باطل مىسرايند). و امّا كسانى كه نبايد امامت كنند عبارتند از: زنازاده و مرتد و بيابان گردى كه پس از هجرت به يك شهر اسلامى دوباره به بيابان برگردد و شرابخوار و كسى كه حد بر او جارى شده و كسى كه ختنه نشده است. و اما شش چيزى كه از قوم لوط است، عبارتند از: «جلاهق» امت كه عبارت است از بازى با مهرهها و جويدن سقز و كشيدن دامن بر زمين از روى تكبر و باز گذاشتن دگمههاى قبا و پيراهن.
تفسير كلماتى كه اصل هجاى الفبا از آنهاست
٣٠- محمد بن سالم با حديث مرفوع از امير المؤمنين ٧ نقل مىكند كه فرمود:
عثمان بن عفان گفت: يا رسول اللَّه، تفسير «ابجد» چيست؟ پيامبر فرمود: تفسير ابجد را بياموزيد كه در آن همه شگفتىهاست، واى بر عالمى كه تفسير آن را نداند، گفت: يا رسول اللَّه تفسير ابجد چيست؟ فرمود: الف همان «آلاء اللَّه» يعنى نعمتهاى خدا و حرفى از اسماء خداست، و باء «بهجة اللَّه» يعنى شادى خداست، و جيم «جنة اللَّه» يعنى بهشت خدا و جمال و جلال اوست، و دال «دين اللَّه» يعنى دين خداست، و اما «هوّز» ها، همان «هاويه» يعنى جهنم است، واى بر كسى كه در آتش جهنم افتد، و واو «ويل» يعنى واى بر اهل آتش است، و زاء زاويهاى در جهنم است كه به خدا پناه مىبريم از آنچه در آن زاويه يعنى زواياى جهنم است. و اما «حطى» حاء «حطوط» يعنى ريختن گناهان از استغفاركنندگان در شب قدر است و آنچه جبرئيل با فرشتگان ديگر تا طلوع فجر فرود مىآورند، و طاء «طوبى» يعنى خوش به حالى و عاقبت نيكو براى