ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٥٠٤
كارها سه گونهاند: ٢٢٩
دزدان سه طايفهاند ٢٣١
فرشتگان سه گروه هستند ٢٣١
اجنّه سه دسته و انسان نيز سه دستهاند ٢٣١
پشت سر سه نفر نماز گزارده نشود ٢٣١
سه چيز خورده نمىشود ولى چاق مىكند و سه چيز خورده مىشود ولى لاغر مىكند ٢٣٣
همه احكام مسلمانان از سه طريق اجرا مىشود ٢٣٣
سه چيز همراه با سه چيز است ٢٣٣
سه طايفه نزد خدا شفاعت مىكنند و شفاعت آنها پذيرفته مىشود ٢٣٣
نخستين كسانى كه بر آنان قرعه كشيده شد، سه نفرند ٢٣٥
در «به» سه خصلت است ٢٣٥
در پياز سه خصلت است ٢٣٧
نوشتن دعا اثر ندارد مگر در سه جا ٢٣٧
سه خصلت از نشانههاى دانستن است ٢٣٧
دميدن در سه جا مكروه است ٢٣٧
سه خصلت در هر كس باشد اهل جهنّم است ٢٣٧
هر كس مالى را از راه نامشروع به دست آورد، خدا سه چيز را بر آن مسلط مىكند ٢٣٩
راحتى مؤمن در سه چيز است ٢٣٩
از خوشبختى انسان است كه سه چيز داشته باشد ٢٣٩
دعاى سه گروه مستجاب نمىشود ٢٣٩
روزهاى كه در سنّت پيامبر است سه روز در هر ماه است ٢٤١
سرگرمى مؤمن در سه چيز است ٢٤١
كسى كه سه خصلت داشته باشد گويا كه دنيا را به دست آورده ٢٤١
پيامبر ٦ در خندق سه بار كلنگ زد و سه بار تكبير گفت ٢٤٣
دوست داشتنىترين عملها نزد خداوند سه عمل است ٢٤٣
سختترين چيزى كه از آنها بر امّت من ترسيده مىشود، سه چيز است ٢٤٣
هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد سه كار را انجام ندهد ٢٤٥
ترس بر امّت از سه خصلت ٢٤٥
براى پيامبر ٦ سه چيز دوست داشتنى بود ٢٤٥
امام صادق ٧ از يكى از سه خصلت بيرون نبود ٢٤٧
زائر امام رضا ٧ در سه جا سود مىبرد ٢٤٧
اعمال سه حالت دارند ٢٤٩
امام باقر ٧ فرزندش امام صادق ٧ را به سه چيز امر و از سه چيز نهى كرد ٢٤٩
چون قائم ٧ قيام كند به سه چيز حكم مىكند كه پيش از او كسى به آنها حكم نداده ٢٥١
سخن پيامبر ٦ به سلمان فارسى كه در بيمارى تو سه خصلت است ٢٥١
سخن عمر، كه من از سه چيز به درگاه خدا توبه مىكنم ٢٥٣
سخن ابو بكر كه اندوه دنيا را نمىخورم مگر براى سه كار كه كردم و ٢٥٣
سخن عبد اللَّه بن مسعود كه دانشمندان زمين سه نفرند ٢٥٥