ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٤١ - سخنانى كه خداوند ابراهيم را با آن آزمود و او پذيرفته شده پنج كلمه بود
ميان پنج زن و شوهرانشان ملاعنه وجود ندارد
٨٣- سليمان بن حفص از امام صادق ٧ و او از پدر و جدش نقل مىكند كه على ٧ فرمود: ميان پنج زن و شوهرانشان ملاعنه وجود ندارد. زن يهودى كه همسر مرد مسلمانى باشد، و زن نصرانى و كنيزى كه شوهرش آزاد است و آن زنها را به زنا نسبت دهند، و زن آزادى كه همسرش برده است و او را به زنا نسبت مىدهند، و مردى كه به سبب تهمت زدن به زنش شلاق خورده است. چون خداوند فرموده: «هرگز شهادت آنها را نپذيريد»[١] و زن گنگ كه ميان او و شوهرش ملاعنه وجود ندارد چون ملاعنه با زبان است. (ملاعنه عبارت است از اينكه شوهرى به زن خودش تهمت زنا بزند و شاهدى بر آن نداشته باشد، در اين صورت بايد چهار بار سوگند بخورد كه راست مىگويد و مرتبه پنجم بر خود لعنت كند اگر دروغگو باشد و زن نيز چنين كند، اين كار را ملاعنه مىگويند.)
سخنانى كه خداوند ابراهيم را با آن آزمود و او پذيرفته شده پنج كلمه بود
٨٤- مفضل بن عمر نقل مىكند كه از امام صادق ٧ در باره اين سخن خداوند: «و اذا ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن[٢] هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش به كلماتى آزمايش كرد و آن را به پايان رسانيد.» پرسيدم كه اين كلمات چه بود؟ فرمود:
آنها سخنانى بود كه حضرت آدم از جانب پروردگارش دريافت كرد و سپس توبه نمود و آنها عبارت بودند از اين كلمات: يا رب اسألك بحق محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسين الّا تبت علىّ (پروردگارا به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين از تو درخواست مىكنم كه توبه مرا بپذيرى) پس خداوند توبه او را پذيرفت كه او بسيار توبهپذير و مهربان است. به آن حضرت گفتم: اى پسر پيامبر، اينكه خداوند مىفرمايد: «فأتمّهنّ پس آنها را تمام كرد» منظور چيست؟ فرمود: يعنى كه كلمات را تا قائم ٧ تمام كرد، يعنى دوازده امام كه نه امام از آنها از فرزندان حسين ٧ است.
مفضل مىگويد به آن حضرت عرض كردم: اى پسر پيامبر به من خبر بده از سخن خداوند كه مىفرمايد: «آن را كلمهاى پايدار در نسل او قرار دادم»[٣] فرمود: منظور از آن امامت است كه خداوند آن را تا روز قيامت در نسل حسين ٧ قرار داده است.
مىگويد: گفتم: اى پسر پيامبر چگونه است كه امامت در نسل حسين ٧ قرار گرفت
[١] سوره نور، آيه ٥.
[٢] سوره بقره، آيه ١٢٤.
[٣] سوره زخرف، آيه ٢٧.