ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٥٠٠
سه خصلت در مؤمن نيست ١٣١
پيامبر خدا ٦ از پروردگارش سه خصلت خواست و خداوند دو تا از آنها را داد و يكى را نداد ١٣١
سه چيز باعث رفع درجه و سه چيز كفاره گناهان و سه چيز هلاككننده و سه چيز نجات دهنده است ١٣١
هر كس سه خصلت داشته باشد، خدا او را با حور العين تزويج كند ١٣٥
سه گروهند كه اگر تو به آنها ستم نكنى آنها به تو ستم مىكنند ١٣٥
سه گروه از سه گروه، حق خود را دريافت نمىكنند ١٣٥
بنده همواره در ميان سه خصلت است ١٣٥
سه گروه شايسته ترحّم هستند ١٣٥
سه طائفه مورد خشم خداوند هستند ١٣٧
سه چيز است كه دروغ گفتن در آنها خوب و سه چيز است كه راست گفتن در آنها بد و سه طايفهاند كه همنشينى با آنها دل را مىميراند ١٣٧
سه چيز در برابر سه چيز ١٣٧
يك چيز در برابر سه چيز ١٣٧
نشانههاى پيرى سه چيز است ١٣٩
سه خصلت مخصوص پيامبران و فرزندان و پيروان آنهاست ١٣٩
سه خصلت است كه خداوند با آنها دشمن است ١٣٩
هديه سه گونه است ١٣٩
سه خصلت است كه هيچ پيامبر و پايينتر از او، از آن خالى نيست ١٣٩
ريشههاى كفر سه تاست ١٤١
وام بر سه وجه است ١٤١
اجازه خواستن سه گونه است ١٤٣
به سه كس سلام داده نشود ١٤٣
بهترين مردم سه طايفهاند ١٤٣
سه خصلت است كه يكى ثروت و ديگرى زيبايى را آشكار مىكند و سومى دشمنان را خوار مىسازد ١٤٣
سه چيز از سنتهاى پيامبران است ١٤٣
سه چيز چشم را جلا مىدهد ١٤٥
خصلتهاى نيكو سه تاست ١٤٥
اسراف در سه چيز است ١٤٥
پيامبر خدا ٦ به سه نفر لعنت كرد ١٤٥
در بهشت درجهاى است كه هيچ كس، جز سه نفر به آن نمىرسد ١٤٥
قلم از سه كس برداشته شده است ١٤٧
حديث سه نفرى كه به لات و عزّى سوگند خوردند كه پيامبر ٧ را بكشند و على ٧ بر آنان تاخت ١٤٧
در نيكويى به برادران و سعى در حوائج آنان، سه خصلت است ١٥١
نهى از قضاى حاجت در سه جا ١٥١
در روبرو بودن با آفتاب، سه خصلت بد وجود دارد ١٥١
اسراف كار، سه علامت دارد ١٥٣
هر چشمى در روز قيامت گريان است مگر سه چشم ١٥٣
همه نيكىها در سه خصلت جمع شده است ١٥٣
نهى از سوار شدن سه نفر بر پشت سر هم بر چارپا ١٥٣