ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٥٠٥
سه نفر حتى به اندازه يك چشم به هم زدن به وحى الهى كافر نشدند ٢٥٧
ثواب كسى كه سه دختر داشته باشد و به آنها صبر كند ٢٥٧
سه چيز در روز قيامت به خدا شكايت مىكنند ٢٥٧
از سه كس قلم برداشته شده ٢٥٧
بخل باعث پيدايش سه خصلت نكوهيده مىشود ٢٥٩
آغاز كار پيامبر ٦ از سه چيز بود ٢٥٩
سه خصلت است در هر كس باشد در سود و زيان مسلمانان شريك است ٢٦١
سه چيز است كه هر كدام از آنها بخشى از چهل و پنج بخش از نبوت است ٢٦١
ايمان سه چيز است ٢٦١
سه كس وارد بهشت نمىشوند ٢٦٣
در باره كسى كه سه فرزند خود را از دست داده ٢٦٣
ثواب سه خصلت: گرفتن وضوى كامل و آشكار ساختن سلام و صدقه پنهانى ٢٦٥
سه برادرند كه ميان هر كدام با ديگرى ده سال فاصله است ٢٦٥
خوار شدن مردم پس از وقوع سه حادثه ٢٦٥
در سائل بودن، سه خصلت است و بدترين مردم سه كس هستند ٢٦٥
قهر كردن بيش از سه روز جايز نيست ٢٦٧
سه چيز از خوشبختى مسلمانان است ٢٦٧
خداوند با سه كس سخن نمىگويد ٢٦٧
صدّيقان سه كس بودند ٢٦٩
اصحاب رقيم سه كس بودند. ٢٦٩
دوست داشتنىترين عملها براى خداوند سه چيز است ٢٧١
مردم سه دستهاند ٢٧١
يادى از نورى كه به سه بخش تقسيم شد ٢٧٣
مردم خداوند را سه گونه عبادت مىكنند ٢٧٣
امير المؤمنين ٧ از كسى كه او را به مهمانى خوانده بود، سه تعهّد گرفت ٢٧٥
سه خصلتى كه در امير المؤمنين ٧ بود ٢٧٥
در «بريره» كنيز عايشه، سه سنّت بود ٢٧٥
سه نفر به زبان پيامبر خدا ٦ دروغ مىبستند ٢٧٧
سه نفر ملعونند: جلودار و راننده و سواره ٢٧٧
نمىدانم جرم كدام يك از سه نفر بزرگتر است ٢٧٧
در براء بن معرور سه سنّت جارى شد ٢٧٩
در صفوان بن اميه جمحى سه سنّت جارى شد ٢٧٩
سعد بن معاذ در اسلام سه موقعيت داشت كه اگر يكى از آنها براى همه مردم بود براى فضيلت آنها بس بود ٢٨١
حاملان علم سه دستهاند ٢٨١
هر كس به سه نفر برترى جويد خوار مىشود ٢٨١
مردم در مسأله قدر سه دستهاند ٢٨٣
باب خصلتهاى چهارگانه
سخن پيامبر ٦ كه من روز قيامت از چهار نفر شفاعت مىكنم ٢٨٥