ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٢٧ - سخن پيامبر خدا
خداوند پنج چيز به من و پنج چيز به على عطا كرد: به من سخنان جامع و به على علم جامع عطا كرد، مرا پيامبر و او را وصى قرار داد، و به من كوثر و به على سلسبيل داد، و به من وحى و به على الهام عطا كرد، و مرا به معراج به سوى خود برد و براى او درهاى آسمان حجابها را باز كرد تا او هم آنچه را كه من ديدم، ديد. حديث طولانى است و ما محل حاجت را از آن نقل كرديم و تمام حديث را در كتاب «المعراج» آوردهايم.
حيا كردن از خدا آنچنان كه شايسته است، در پنج خصلت است
٥٨- عبد اللَّه بن ميمون قدّاح از امام صادق ٧ و او از پدرانش از على ٧ نقل مىكند كه پيامبر خدا ٦ فرمود: از خدا آنچنان كه شايسته است حيا كنيد، گفتند: چه كار كنيم يا رسول اللَّه؟ فرمود: اگر كننده اين كار هستيد، هيچ كدام از شما نخوابد مگر اينكه اجل خود را ميان دو چشمش ببيند و سرش و هر چه را كه درك كرده و شكمش و هر چه را كه در آن است حفظ كند و به ياد قبر و پوسيده شدن باشد و هر كس آخرت را بخواهد بايد آرايش زندگى دنيا را رها سازد.
خداوند پيامبرش را در باره پنج نفر شفيع قرار داده
٥٩- هارون بن خارجه از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: جبرئيل بر پيامبر خدا ٦ فرود آمد و گفت: يا محمد! خداوند شفاعت تو را در باره پنج نفر پذيرفته است: شكمى كه تو را حمل كرد و آن آمنه دختر وهب بن عبد مناف است و صلبى كه تو را بار آورده و آن عبد اللَّه بن عبد المطلب است و آغوشى كه تو را پرورش داده و آن عبد المطلب بن هاشم است و خانهاى كه تو را پناه داده و آن عبد مناف بن عبد المطلب يعنى ابو طالب است و در باره برادرى كه در جاهليت داشتى. پرسيده شد: يا رسول اللَّه اين برادر چه كسى بود؟ فرمود: او مونس من و من مونس او بودم و او سخاوتمند بود و به ديگران غذا مىداد.
مصنف اين كتاب مىگويد: نام برادر و دوست آن حضرت، جلّاس بن علقمه بود.
سخن پيامبر خدا ٦ كه هر كس پنج چيز را براى من ضمانت كند من بهشت را براى او ضمانت مىكنم
٦٠- تميم دارى از پيامبر خدا ٦ نقل مىكند كه فرمود: هر كس پنج چيز را براى