ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٤٠١ - خداوند پيامبر
خود خيرى كسب نكرده بود، به حالش سودى ندهد و شمشيرى از آن شمشيرهاى پنجگانه در غلاف است و شمشير ديگر در غلاف است و كشيدن آن با ديگران و حكم آن با ماست.
اما شمشيرهاى سهگانه عريان، يك شمشير بر مشركان عرب است، خداوند مىفرمايد: «مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنها را بگيريد و محاصره كنيد و در هر كمينگاهى براى آنان بنشينيد، اگر توبه كردند و نماز خواندند و زكات دادند، آنها هم برادران دينى شما خواهند بود»[١] در باره اينها جز شمشير و كشتن و يا داخلشدنشان به اسلام پذيرفته نمىشود (و اگر كشته شوند) مال آنها به غنيمت گرفته مىشود و فرزندانشان اسير مىشوند به آن صورت كه پيامبر خدا ٦ اسير گرفت و او اسير گرفت و عفو كرد و از آنها فديه قبول نمود.
شمشير دوم بر اهل ذمّه است، خداوند مىفرمايد: «به مردم سخن نيكو بگوييد»[٢] سپس اين آيه را با آيه ديگر نسخ كرد: «با كسانى كه به خدا و روز قيامت ايمان نياوردهاند و آنچه را كه خدا و پيامبرش حرام كردهاند حرام نمىدانند و به دين حق نمىگردند از آنان كه به آنها كتاب داده شده، بجنگيد تا وقتى كه جزيه بدهند در حالى كه كوچك شدهاند»[٣] هر كس از اهل كتاب در كشور اسلام باشد، از او جز دادن جزيه و يا كشته شدن پذيرفته نمىشود، هر گاه آنها جزيه دادن را قبول كنند، اسير گرفتن آنها حرام است و اموالشان حرمت دارد و مىتوانيم با آنها ازدواج كنيم و هر كس از آنها در كشورى باشد كه در حال جنگ با مسلمانان است اسير كردنشان و اموالشان بر ما حلال و نكاحشان حرام است و از آنها جز كشتهشدن و يا داخل شدن به اسلام پذيرفته نيست.
و شمشير ديگرى بر مشركان عجم يعنى ترك و ديلم و خزر است، خداوند در سوره «الذين كفروا» مىفرمايد: «پس چون با كافران روبرو شديد گردنهايشان را بزنيد و چون با آنها سخت گرفتيد آنها را در بند كشيد و پس از آن يا از روى منّت و يا گرفتن فديه آزادشان كنيد»[٤] منظور فديه گرفتن و فديه دادن ميان آنها و اهل اسلام است و از اينان جز كشته شدن و يا داخل شدن به اسلام پذيرفته نيست و نكاحشان جايز نيست مادامى كه در دار الحرب قرار دارند.
و اما شمشيرى كه در لفافه است، شمشير بر اهل بغى و تأويل (يعنى خروجكنندگان بر امام عادل) است. خداوند مىفرمايد: «و اگر دو گروه از مؤمنان با يك ديگر بجنگند ميان آنها صلح برقرار كنيد و اگر يكى بر ديگرى ستم كرد با آن گروه ستم كرده
[١] سوره توبه، آيه ٥.
[٢] سوره بقره، آيه ٨٣.
[٣] سوره توبه، آيه ٣٠.
[٤] سوره محمد، آيه ٤.