ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٣٩ - چيزهايى كه هر كدام از آنها چهار شعبه دارد
دشمنى با بدكاران، پس كسى كه امر به معروف كند، پشت مؤمن را محكم كرده و كسى كه نهى از منكر كند دماغ منافق را خاك ماليده و اگر كسى در همه جا راست بگويد، وظيفهاى را كه دارد انجام داده و هر كس بدكاران را دشمن بدارد و به خاطر خدا خشمگين شود، خداوند به خاطر او خشمگين مىشود، اين ايمان و پايهها و شعبههاى آن است.
كفر نيز چهار پايه دارد: بدكارى و سركشى و شك و شبهه.
بدكارى چهار شعبه دارد: جفا و كورى و غفلت و سركشى، پس هر كس جفا كند، حق را كوچك مىكند و دانايان را دشمن مىداند و بر گناه بزرگ اصرار مىورزد، و هر كس كوردل باشد، ياد خدا را فراموش مىكند و از ظنّ و گمان پيروى مىكند و شيطان بر او چيره مىشود و هر كس غفلت كند، آرزوها او را مغرور مىكند و چون پرده بيفتد دچار حسرت مىشود و از خدا بر او چيزى آشكار مىگردد كه گمان آن را نداشت، هر كس از امر خدا سركشى كند، خدا بر او غلبه مىكند و او را با قدرت خود خوار مىسازد و با جلال خود او را كوچك مىكند همان گونه كه نزد خدا افراط كرد. او از فرمان پروردگار كريم خود سرپيچى نموده است.
سركشى نيز چهار شعبه دارد: توهّم كنجكاوى، و ستيزهجويى و كينه و تفرقه افكنى، پس هر كس توهّم كنجكاوى داشته باشد به حق نمىرسد و بر او چيزى جز غرق شدن در فتنهها افزوده نمىشود و از فتنهاى به فتنه ديگرى مىافتد و دين او شكاف برمىدارد و او در پريشانىها دچار حيرت مىشود و هر كس نزاع و خصومت كند رشته الفت ميان آنان بريده شود و وبال كارشان را مىچشند و خوبى نزد او بدى مىشود و بدى نزد او خوبى مىشود، و كسى كه خوبى را بدى بيند راه خوبى را كج مىبيند و كار بر او دشوار مىشود و در خروج از آن در تنگنا قرار مىگيرد و سزاوار آن مىشود كه از دينش برگردد و راهى جز راه مؤمنان در پيش گيرد.
و شك نيز چهار شعبه دارد: ترس و ترديد و دودل بودن و تسليم حوادث شدن، پس هر كس جدال را روش خود قرار دهد شبش به صبح نمىرسد، پس اينان با كدام يك از نعمتهاى خدا مجادله مىكنند، پس هر كس كه از آنچه پيش رو دارد بترسد به عقب برمىگردد و كسى كه دچار دودلى و ترديد شود گذشتگان از او پيشى مىگيرند و كسانى كه از دنبال آيند به او مىرسند و زير سمهاى شياطين خورد شود و هر كس تسليم مهلكههاى دنيا و آخرت گردد، ميان آن دو هلاك شود و هر كس كه نجات پيدا كند با يقين نجات يافته است.
و شبهه چهار شعبه دارد: خودپسندى به وسيله زينت و خود را فريب دادن و گشايشها را تأويل كردن و ميان حق و باطل اشتباه نمودن، و اين بدان جهت است كه آرايش حجت را از ميان مىبرد و خودفريبى انسان را به شهوت وامىدارد و گشايش راه را به سختى كج مىكند و اشتباه ميان حق و باطل تاريكى بالاى تاريكى است. اين بود كفر و پايهها و شعبههاى آن.