ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٠١ - كسى كه در رفتار با مردم از سه خصلت دورى كند در حق او چهار خصلت بر مردم واجب مىشود
سخن پيامبر ٦ به على ٧ كه «من نام تو را چهار جا همراه نام خود ديدم»
٢٦- حماد بن عمرو از امام صادق ٧ و او از پدر و جدش از على بن ابى طالب ٧ نقل مىكند كه پيامبر خدا ٦ در وصيت خود به من فرمود: يا على من نام تو را در چهار جا همراه خود ديدم و با ديدن آن انس گرفتم، هنگامى كه من در معراج خود به آسمان، به بيت القدس رسيدم، ديدم كه بر سنگ بزرگ آن نوشته شده بود كه معبودى جز اللَّه نيست، محمد پيامبر خداست، او را به وسيله وزيرش تأييد و پيروز كردم، به جبرئيل گفتم: وزير من كيست؟ گفت: على بن ابى طالب، پس چون به سدرة المنتهى رسيدم، ديدم كه بر آن نوشته شده بود كه همانا منم خداوند كه معبودى جز من نيست و من يگانهام و محمد برگزيده من از خلق من است، او را به وسيله وزيرش تأييد و پيروز كردم، به جبرئيل گفتم: وزير من كيست؟ گفت: على بن ابى طالب، و چون از سدرة المنتهى گذشتم و به عرش خداوند كه پروردگار جهانيان است رسيدم، ديدم كه بر ستونهاى آن نوشته كه منم خداوند، معبودى جز من نيست و من يگانهام، محمد حبيب من است و او را به وسيله وزيرش تأييد و پيروز كردم، پس چون سر خود را بلند كردم ديدم كه در وسط عرش نوشته شده كه منم خداوند، معبودى جز من نيست و من يگانهام، محمد بنده و پيامبر من است، او را به وسيله وزيرش تأييد و پيروز كردم.
حديث اهل بيت ٧ را جز چهار كس حمل نمىكند
٢٧- شعيب حدّاد نقل مىكند كه از امام صادق ٧ شنيدم كه مىفرمود: حديث ما سخت و دشوار است، آن را تحمل نمىكند مگر فرشتهاى مقرب يا پيامبرى مرسل يا بندهاى كه خداوند قلب او را براى ايمان آزمايش كرده و يا شهر با حصار. عمرو مىگويد: به شعيب گفتم: يا ابا الحسن شهر با حصار چيست؟ گفت: من هم از امام صادق ٧ آن را پرسيدم فرمود: دل خاطر جمع. (منظور آن دلى است كه به سبب شك و وهم، پراكندگى ندارد و به مرحله يقين رسيده است و در يك جا متمركز است).
كسى كه در رفتار با مردم از سه خصلت دورى كند در حق او چهار خصلت بر مردم واجب مىشود
٢٨- عبد اللَّه بن احمد بن عامر از پدرش و او از امام رضا ٧ و او از پدرانش نقل