ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٢٧٩ - در صفوان بن اميه جمحى سه سنت جارى شد
ردا راه مىرود (تا براى صاحب مصيبت ريا كند، چون آن زمان بدون ردا بودن دليل بر مصيبتزدگى بود) يا كسى كه در مصيبت دستش را به زانوانش مىزند، يا كسى كه (موقع دفن بر سر جنازه) مىگويد: با او مدارا كنيد و به او رحم كنيد خدا شما را رحم كند. (اين رسم باعث تأخير در دفن مىشود كه كراهت دارد) ٢٦٦- سكونى از امام صادق ٧ و او از پدرانش از على ٧ نقل مىكند كه پيامبر خدا ٦ فرمود: سه نفرند كه نمىدانم جرم كدام يك بيشتر است: كسى كه بدون ردا پشت سر جنازه مىرود و كسى كه مىگويد: با او مدارا كنيد، و كسى كه مىگويد: به او طلب آمرزش كنيد، خدا شما را بيامرزد.
در براء بن معرور سه سنّت جارى شد
٢٦٧- حسين بن مصعب از امام صادق ٧ نقل مىكند كه فرمود: در براء بن معرور انصارى سه سنت جارى شد: نخستين آنها اين بود كه مردم با سنگ خودشان را پاك مىكردند، براء بن معرور كدويى خورد و شكم او نرم شد و با آب خودش را پاك كرد و خداوند در باره او اين آيه را نازل فرمود: «همانا خداوند توبهكنندگان و پاكيزهكنندگان را دوست دارد»[١] و لذا در استنجا، سنّت بر اين جارى شد كه از آب استفاده شود. (دوم اينكه) چون مرگ او فرا رسيد در مدينه نبود، پس دستور داد كه صورت او را به طرف پيامبر خدا ٦ برگرداندند (در آن زمان پيامبر در مكه بود) (سوم اينكه) و نيز ثلث مال خود را وصيت كرد، پس راجع به قبله قرآن نازل شد و وصيت به ثلث سنت گرديد.
در صفوان بن اميه جمحى سه سنّت جارى شد
٢٦٨- امام صادق ٧ فرمود: در صفوان بن اميه جمحى سه سنت جارى شد: پيامبر خدا ٦ هفتاد زره كه در حطمه بافته شده بود به عنوان عاريه از وى خواست، او گفت: اى محمّد اينها را به زور مىخواهى؟ فرمود: بلكه به صورت عاريه مىخواهم كه باز پس داده مىشود، پس گفت: يا رسول اللَّه، آيا پيش از هجرت من باز پس مىدهى؟ فرمود: بعد از فتح مكه هجرت نيست. و نيز او در مسجد خوابيده بود. لباس خود را زير سرش گذاشته بود، از مسجد بيرون آمد تا بول كند، وقتى برگشت ديد لباس او دزديده شده، گفت: چه كسى لباس مرا برده است؟ و در جستجوى آن بيرون آمد و آن را در دست مردى يافت و او را نزد پيامبر ٦ برد، پيامبر فرمود: دست او را ببريد، صفوان گفت: آيا به خاطر لباس من دست او را مىبريد؟ من آن را به او بخشيدم، پيامبر فرمود: آيا اين كار را پيش از آنكه او را نزد من بياورى انجام دادى؟ و
[١] سوره بقره، آيه ٢٢٢.