تكامل و طهارت روح (ترجمه التمحيص) - اسكافى، محمد بن همام؛ مترجم عبدالله صالحي - الصفحة ١٦٩ - ٩ - باب في أخلاق المؤمنين و علامات الموحدين
ترس از غفلت به روز آورد، شادى از جهت آنچه كه از فضل و رحمت خدا نصيبش گشته است. اگر وجودش خسته و ناتوان شود در آنچه كه بيادش افتد، خواهش وجود و نفس خود را در آنچه كه دوست دارد بر آورده نكند، شادمانيش در جهتى باشد كه جاويد و طولانى، نور چشمى كه از بين نرفتنى باشد، شوق ورغبتش در جهتى باشد كه باقى بماند، زهد و پارسائيش در جهتى كه فانى گردد، بردبارى را با دانش، دانش را با عقل، سخن را با عمل آغشته مىنمايد.
او را به دور از بى حالى و كسالت، هميشه با نشاط و سر حال، با آرزوهاى نزديك، لغزشهاى قليل، در انتظار مرگ، قلبش خاشع، بياد پرورگار، قانع در خواستههاى نفسانى، خوراكش مختصر و به اندازه، نادانيش را پنهان، گذران آموزش ساده، ترسناك بر گناهانش، هواى نفسانى و شهوتش مرده و بىجان، خشم خود را فروكش نمايد، خُلق و خويش را صاف و ساده بينى.
همسايهاش در امان، بزرگيش با ضعف و ناتوانى، قانع بر آنچه برايش مقدّر گشته، شكيبائيش محكم و پُر محتوا، برنامههايش محكم و استوار، زياد به ياد خدا مىباشد.
بر آنچه كه دوستانش بر آن ايمان و قبول ندارند سخن نگويد، گواهى دشمنان را كتمان نكند، هيچ عمل حقّى را از روى ريا و خودنمايى انجام ندهد، و عملى را هم به جهت حيا و خجالت از دست ندهد.
خير و خوبى از او آرزو باشد، و شرور و بدىها از او امنيت دارد.
اگر در غافلين باشد جزو ذاكرين محسوب شود، و چنانچه در بين ذاكرين باشد جزو غافلين به حساب نيايد.
از كسى كه ستمش نموده در گذرد، كسى كه محرومش كند عطايش نمايد، كسى كه با او قطع رابطه كند ديدارش نمايد، بردباريش مخفى و ناپديد نگردد، در آنچه متمايل شود شتاب نكند، از آنچه كه برايش آشكار و روشن گشته اعراض نموده و روى گرداند.
دور نمايى در اراده و مطلبش، نرمى در سخن و گفتارش، درد دلش پنهان، كارهاى پسنديدهاش آماده، گفتارش صادق، كارش زيبا، خير و خوبيش سرازير، شرور و بديش عقب مانده باشد.