تكامل و طهارت روح (ترجمه التمحيص) - اسكافى، محمد بن همام؛ مترجم عبدالله صالحي - الصفحة ١٦٥ - ٩ - باب في أخلاق المؤمنين و علامات الموحدين
روحشان در بدنشان لحظهاى استقرار نمىيافت، به جهت شوق و علاقه به ثواب و پاداش؛ و ترس از عقابِ آفريدگار در نظرشان بزرگ و غير او در ديدگاهشان كوچك جلوه دهد، پس ايشان در باره بهشت همانند كسى باشند كه آنرا ديدهاند و در نعمتهايش غوطه ور مىباشند؛ و در باره آتش همچون كسانى هستند كه آن را ديده و به عذابش گرفتار گشتهاند.
دلهايشان محزون، از شرّشان در امان، جسمشان لاغر، خواستههايشان ساده، وجودشان پاك، كمك خواهى اسلاميشان عظيم، روزهاى كوتاه را شكيبائى نموده براى دستيابى به آسايشهاى طولانى، به همراه تجارتى سودمند كه پروردگارشان كريمشان برايشان ساده و آسان كرده است، دنيا ايشان را اراده كند ولى آنها ارادهاش نكنند، دنيا ايشان را جستجو كند و آنها ناتوانى نشان دهند، دنيا از ايشان پنهان گردد و ايشان فداكارى نمايند.
اما شبانگاهان قدمهايشان صاف و استوار، مشغول تلاوت قرآن با حالت ترتيل هستند، به وسيله آن خود را اندوهناك و غمگين مىگيرند، و درمان دردهاى خود را از آن مىجويند، اندوهشان به جهت گناهانشان به هيجانشان مىآورد، و درد خواستههايشان را سبك مىگرداند، پس اگر بر آيهاى از آن مرور كنند كه مشوّق باشد بر آن اعتماد كنند و بدهايشان را بر آن ظاهر سازند، بطورى كه گمان مىكنند در مقابل چشمشان حضور دارد؛ و اگر بر آيهاى مرور كنند كه در آن وعده خوف و ترس باشد، گوش دل و چشم خود را بر آن مىسپارند و پوست بدنشان بلرزه و دلهايشان به وحشت افتد؛ و گمان كنند كه صداى نعره آتش دوزخ و شعلههايش در بيخ گوشهايشان طنين افكند. پس بر سختى آن ناله كنند و پروردگارشان را تمجيد نموده و بزرگ شمارند؛ و پيشانى، كف دست، زانو و اطراف پاهاى خود را بر زمين گسترانده، اشكهايشان بر گونههايشان جارى گشته و در آزادى گردنهايشان از آتش به خدا پناهنده مىشوند.
و اما روزان پس بردبارانى دانا، نيكوكار و پرهيزكارانى كه ايشان را لاغر و