تكامل و طهارت روح (ترجمه التمحيص) - اسكافى، محمد بن همام؛ مترجم عبدالله صالحي - الصفحة ١٤١ - ٨ - باب مدح الصبر و ترك الشكوى و اليقين و الرضا بالبلوى
١٤٢- امام كاظم عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود:
كسى كه در باره خداوند متعال تعقّل و تفكّر دارد، سزاوار است كه در تحصيل روزى خود تنبلى نكند و خداوند متعال را در قضا و مقدّراتش متّهم ننمايد.
١٤٣- جابر (بن يزيد جُعفى) گويد:
به امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ عرضه داشتم: صبر جميل چيست؟
فرمود: صبر و تحمّلى است كه ضمن آن به هيچ كسى شكوه و گلايه نكند، همانا حضرت ابراهيم، يعقوب را به سمت راهب و عابدى از راهبان و عابدان براى حاجتى فرستاد، چون راهب او را ديد گمان كرد كه ابراهيم است، به نزدش آمد و با او معانقه كرد، سپس گفت: خوش آمدى اى خليل الرحمان! يعقوب گفت: من خليل الرحمان نيستم، و ليكن يعقوب فرزند اسحاق فرزند ابراهيم هستم.
راهب به او گفت: چه شده است كه تو را اينطور بزرگ و شكسته مىبينم؟
گفت: بسبب اندوه، ناراحتى و مريضى است.
امام عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود: يعقوب از درگاه منزل راهب بيرون نشده بود كه خداوند متعال بر او وحى فرستاد: اى يعقوب! شكايت و گلايه مرا به بندگانم مىكنى!!
يعقوب در همان جا روى زمين به سجده افتاد و گفت: نه، اى پروردگارم.
خداوند به او وحى نمود: من تو را آمرزيدم، ديگر همانند آن را تكرار نكن.
پس از آن يعقوب عَلَيْهِ السَّلَامُ آنچه كه از سختىها و تلخىهاى دنيا به او مىرسيد، شكوه و گلايه نمىكرد، مگر آنكه روزى اظهار مىداشت: «فقط گرفتارى و اندوه خود را به خداوند متعال شكوه مىكنم و از خداوند چيزىرا مىدانم كه شماها نمىدانيد».