پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٨ - نمونه يك انسان هدايت شده
در مقابل ابو ذر، افرادى چون ابو لهب، عموى پيغمبر و ابو جهل وجود داشتند.
ابو جهل قسم خورده بود كه با سنگ سر پيغمبر اسلام را بشكند و خونآلود كند. او روزى سنگ بزرگى را با دو دستش در سينه گرفت و به سمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله- كه در حال نماز خواندن بود- رفت. هنگامى كه حضرت به سجده رفت، ابو جهل جلو رفت تا سنگ را به سر پيامبر بزند كه ناگهان نعرهاى كشيد و دستهايش خشك شد، سپس فريادزنان به عقب برگشت و پس از رها كردن سنگ، بر زمين افتاد.
مردم دور او جمع شدند و از او پرسيدند: «چه ديدى؟»
گفت: «همينكه نزديك پيامبر اسلام رسيدم، شتر چموش و قوىاى را- كه به عمرم چنين شتر مست چموشى نديده بودم- ديدم به طرف من حمله مىكند و دهانش را به قصد بلعيدن من باز كرده است».
با اينكه ابو جهل اين صحنهها را ديد، باز از مبارزه با حق دست برنداشت. او به افرادى كه براى شنيدن تلاوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داخل مسجد مىشدند، مىگفت: «در گوشتان پنبه بگذاريد تا سخنان پيامبر را نشنويد».
ابو جهل و ابو ذر دو نفرند كه يكى نزديك به پيغمبر است و ديگرى دور از پيغمبر؛ يكى به دنبال حقيقت و ديگرى دنبالهرو باطل. اگر قرار باشد عنايت ويژه حقتعالى شامل كسى شود، شايسته است كه اين توفيق الهى شامل انسانهايى چون ابو ذر شود تا در راه حق و هدايت استوارتر قدم بگذارند.
شبهه: ظاهر آيه شريفه فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ[١] همان اعتقاد اشعرىها به مجبور بودن انسان در سرنوشت است. اشاعره از ١٢٠٠ سال پيش بر اين باور بودند كه مؤمن كسى است كه پروردگار در ازل خواسته است ايمان بياورد و ازاينرو به اجبار ايمان مىآورد و نمىتواند كفر بورزد؛ چرا كه خواست خدا و سرنوشت بر اراده او مقدم است.
كافر نيز كسى است كه خداوند از ازل خواسته است كه او كفر بورزد و حتى اگر
[١] .« خدا هركسى را بخواهد گمراه و هركسى را بخواهد هدايت مىكند». ابراهيم، ٤.