پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩١ - دلايل و شواهد قرآنى بر صحت و امكان رجعت
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً[١]؛ «آنان در غارشان سيصد سال درنگ نمودند و نه سال بر آن افزودند». سيصد سال قمرى- كه متداول بين عربهاست- از سيصد سال شمسى نه سال كمتر است و چون آنان سيصد سال شمسى آرميده بودند، لازم بود كه بر سال عربى افزوده گردد تا حساب درست شود.
٤. داستان عزير: أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[٢]؛ «يا همانند كسى كه از كنار روستايى [ويران شده] كه سقفهاى آن فرو ريخته بود [و اهل آن مرده بودند و استخوانهايشان پوسيده و پراكنده شده بود] عبور مىكرد، با خود گفت:" چگونه خدا اينها را پس از مرگ زنده مىكند؟" در اين هنگام خدا او را صد سال مىراند، سپس برانگيخت و به او گفت:" چه قدر درنگ كردى؟" گفت:" يك روز يا پارهاى از روز." [خدا] به او گفت: نه، بلكه صد سال درنگ كردى. پس نگاه كن به خوردنى و آشامدنى خود كه هيچگونه فرسودگى در آن رخ نداده است و نگاه كن به الاغت [كه چگونه فرسوده و از هم گسيخته شده است] و ما تو را نشانهاى براى مردم قرار دهيم. و اكنون به استخوانهاى پوسيده و از هم گسيخته الاغت نگاه كن كه چگونه آنها را فراهم آورده، استوار مىسازيم، سپس گوشت بر آن مىپوشانيم. پس هنگامى كه اين حقايق براى او آشكار گرديد، گفت:
" هر آينه مىدانم خداوند بر همه كارى توانايى دارد"».
[١] . كهف، ٢٥.
[٢] . بقره، ٢٥٩.