پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠١ - آيهها روايتهاى مؤيد حديث غدير
يعنى: همه حركات و سكنات على الگوست. ملاك شناخت حق در دست على است و اگر مىخواهيد حقشناس باشيد، ببينيد على چه كار مىكند.
٥. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله: «علي مع القرآن و القرآن مع علي»[١].
٦. حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله هنگام وفاتشان على عليه السّلام را صدا زدند و پارچهاى كه روى خودشان كشيده بودند، روى على عليه السّلام كشيدند و مطالبى را به او گفتند. سپس حضرت امير عليه السّلام بيرون آمدند و به مردم گفتند: «پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله رحلت كردند».
مردم از حضرت على عليه السّلام پرسيدند: «پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اين مدت به تو چه مىگفت؟»
حضرت گفتند: «علّمني رسول اللّه ألف باب من العلم يفتح لي من كل باب ألف باب»[٢]؛ «پيامبر خدا هزار[٣] باب علم بر من گشود كه از هر باب هزار باب ديگر گشوده مىشود».
اصول و فروع شريعت مبتنى بر يك سرى قواعد عام است كه در فقه به آن «القواعد الفقيه» مىگويند؛ مانند: قاعده «المؤمنون عند شروطهم» كه فقها در زمانهاى مختلف، صدها بلكه هزاران مسأله را از آن استنباط كردهاند.
امام صادق عليه السّلام به شاگردان خود مىگفتند: «علينا القاء الاصول و عليكم التفريع»؛ يعنى آموزش اصول كلى بر عهده ما و استنباط مسائل فرعى از اين اصول بر عهده شما فقهاست.
اگر فقيهى بر همه اين پايهها و زيربناها واقف باشد، در پاسخ دادن به مسائل جديد دچار مشكل نمىشود؛ زيرا آن را بر اصول كلى شريعت عرضه مىكند و حكمش را به دست مىآورد. البته اين كار از دست فقيه ورزيدهاى كه قدرت استنباط احكام رخدادهاى جديد را دارد، برمىآيد.
[١] . همان، ص ١١٢.
[٢] . بحار، ج ٢٢، ص ٥١١.
[٣] . هزار كنايه از بىشمار بودن است؛ يعنى پيامبر اصول بىشمارى را به من آموخت كه از اين اصول، مسائل بىشمارى استخراج مىشود.