پرتو ولايت - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٩ - مناقشات دلالتى
بنابراين همه، ولايت را فراتر از دوستى مىدانند، اما برخى به سبب مصالحى، مقدارى از آن را كم كردهاند.
ابو سفيان- كه از حاضران در غدير خم بود- پس از وفات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله، در جريان سقيفه وارد منزل حضرت على عليه السّلام شد و گفت: «چرا قيام نمىكنى حقت را نمىگيرى؟». اين پرسش ابو سفيان مشخص مىكند كه مسلمانان مىدانستند ولايت، حق حضرت على عليه السّلام است.
برخى اشكال كردهاند: «چرا خود على عليه السّلام براى اثبات حقانيتش به حديث غدير تمسك نكرد؟» حالآنكه تاريخ ثبت كرده كه حضرت در موارد بسيارى به حديث غدير تمسك جسته است؛ مانند: احتجاج حضرت براى مردم پس از جريان سقيفه، احتجاج حضرت در جلسه شوراى شش نفرى كه خليفه دوم را تعيين كردند، احتجاج حضرت در مشاجره با خليفه سوم و موارد بسيار ديگرى كه تاريخ همه را ثبت كرده است.
شبهه دوم: پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله، على عليه السّلام را كانديد مقام ولايت معرفى كردند تا مردم او را برگزينند؛ در حقيقت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شايستگى على عليه السّلام را براى احراز اين مقام تأييد كردند.
پاسخ: كدام يك از پيامبران، وصى و جانشين خود را به عنوان كانديد معرفى كردهاند تا مردم او را انتخاب كنند؟
علاوه بر اين در آن زمان در جزيرة العرب چنين چيزى متعارف نبود كه شخصى را كانديد كنند و سپس براى او رأى بگيرند. كارى كه پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در سقيفه انجام شد، شوراى قبائلى بود و كسى رأىگيرى عمومى نكرد.
همچنين پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله در غدير خم از مردم بيعت گرفت، حالآنكه كسى براى كانديد بيعت نمىگيرد.