ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٥٢ - باب حدوث اسماء
او دور گشته، حس توهمكننده باو دست نيابد، نهانست بىپرده، خداى آن را يك كلمه تمام قرار داد داراى چهار جزء مقارن كه هيچ يك پيش از ديگرى نيست، سپس سه اسم آن را كه خلق بآن نياز داشتند هويدا ساخت و يك اسم آن را نهان داشت و آن همان اسم مكنون و مخزونست، و آن سه اسمى كه هويدا گشت ظاهرشان «اللَّه» تبارك و تعالى است، و خداى سبحان براى هر اسمى از اين اسماء چهار ركن مسخر فرمود كه جمعا ١٢ ركن مىشود، سپس در برابر هر ركنى ٣٠ اسم كه بآنها منسوبند آفريد كه آنها، رحمان رحيم، ملك، قدوس، خالق بارئ و مصور، حى قيوم، بىچرت و خواب و عليم، خبير. سميع، بصير حكيم، عزيز، جبار، متكبر، على، عظيم، مقتدر، قادر، سلام، مؤمن، مهيمن، منشى، بديع رفيع جليل، كريم، رزاق: زندهكننده، ميراننده، باعث، وارث، ميباشد، اين اسماء با اسماء حسنى تا ٣٦٠ اسم كامل شود فروع اين سه اسم ميباشند و آن سه اركانند و آن يك اسم مكنون مخزون بسبب اين اسماء سهگانه پنهان شده، اينست معنى قول خداوند (١١٠ سوره ١٧) بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد هر كدام را بخوانيد نامهاى نيكو از اوست.
توضيح
- مرحوم مجلسى ره گويد: اين حديث از احاديث متشابه و اسرار غامض است كه جز خدا و راسخين در علم تأويل آن ندانند پس بهتر اينست كه نسبت بآن سكوت كنيم و اقرار نمائيم كه فهم ما عاجز از درك آنست. ولى با وجود اين ميفرمايد بواسطه پيروى از ديگران كه در اين حديث سخن گفتهاند سخنى بر سبيل احتمال ميگوئيم.