ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٦٤ - راويان علم و راعيان آن
رسل و انزال كتب پى ببرى) سوم اينكه بدانى او از تو چه خواسته است، چهارم اينكه بدانى چه چيز ترا از دينت خارج كند (گناهان و موجبات شرك و ارتداد را بشناسى).
١٢-
هشام گويد: بامام صادق عليه السلام عرض كردم: حق خدا بر مردمان چيست! فرمود اينكه آنچه دانند بگويند و از آنچه ندانند باز ايستند، چون چنين كنند حق خدا را باو پرداختهاند. (از علم خود مضايقه نكنند و ندانسته چيزى نگويند).
١٣-
امام صادق عليه السلام فرمود: منزلت مردم را باندازه روايتى كه از ما ميكنند بشناسيد. (هر كه بيشتر و بهتر روايت كند مقامش بالاتر است).
١٤-
امير المؤمنين عليه السلام در بعضى از سخنرانيهايش ميفرمود: بدانيد كسى كه از سخن ناحقى كه باو گويند از جا كنده شود عاقل نيست، و آنكه بستايش نادان خرسند گردد حكيم نيست، مردم فرزند كارهاى نيكشانند و ارزش هر كس باندازه كاريست كه بخوبى انجام دهد، سخن علمى گوئيد تا ارزشتان هويدا شود.
١٥-
عبد اللَّه بن سليمان گويد مردى از اهل بصره كه نامش عثمان اعمى بود بامام باقر (ع) عرض كرد: حسن بصرى عقيده دارد كسانى كه علم را كتمان كنند گند شكمشان اهل دوزخ را اذيت كند. امام فرمود: بنا بر اين مؤمن آل فرعون هلاك شده است!! (در صورتى كه قرآن او را بكتمان ايمان ستايد)