ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٦٨ - بقيه احاديث تفسير
و خداى- عز و جل- بوسيله مؤمنان بآن سوره از منكرين آن در دنيا برميدارد، آنچه را (يعنى تسلط كفار را بر مسلمين) كه بوسيله جهادكنندگان، از خانه نشستگان بر ميدارد، تا عذاب آنهائى كه خدا ميداند از انكار خود توبه نميكنند، در آخرت كامل باشد و (چون سخن از جهاد بميان آمد، براى اينكه گمان نكنى در اين زمان هم جهادى واجبست ميگويم) من در اين زمان جهادى جز حج و عمره و همسايگى خوب سراغ ندارم.
توضيح
- مراد از همسايه، كسى است كه در منزل با او همسايگى دارد و يا هر آشنا و نزديكى كه با او معاشرت دارد و خوبى با همسايه اينست كه حق او را رعايت كند و بر اذيت او شكيبائى ورزد و بر عهد و پيمان و امان خويش محافظت داشته باشد و در حقيقت حج و عمرة و خوش همسايه دارى جهاد نفسى است كه بجاى جهاد با شمشير گذاشته شده- حاصل كلام مجلسى ره-.
٨-
مردى بامام محمد تقى عليه السلام عرضكرد: پسر پيغمبر! بر من خشم مكن، فرمود: براى چه؟ عرضكرد: براى آنچه ميخواهم از شما بپرسم. فرمود: بگو: عرضكرد: خشم نميكنى؟ فرمود:
خشم نميكنم، عرضكرد، بفرمائيد اينكه راجع بشب قدر معتقديد كه فرشتگان و جبرئيل بسوى اوصياء نازل ميشوند، آيا براى آنها امرى مىآورند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آن را نميدانسته يا امرى مىآورند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آن را ميدانسته است؟ با آنكه شما ميدانيد كه چون پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله وفات كرد، على عليه السلام تمام علوم او را فرا گرفته بود؟ امام فرمود: اى مرد مرا با تو چكار است؟
چه شخصى ترا نزد من آورد؟ عرضكرد: سرنوشت مرا براى طلب دين نزد تو آورد. فرمود: پس آنچه را بتو ميگويم خوب بفهم.
همانا چون رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را بمعراج بردند، فرود نيامد تا اينكه خداى- جل ذكره- علم گذشته و آينده را باو آموخت و مقدار زيادى از آن علم مجمل و سر بسته بود كه تفسير و توضيحش در