ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٦٧ - بقيه احاديث تفسير
جانشينشان كند، چنان كه پيشينيان ايشان را جانشين كرد. تا آنجا كه فرمايد (و دينى را كه براى ايشان پسنديده استقرار دهد و از پى ترسشان امنيت بدل آرد، تا تنها مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نسازند، آنها كه پس از اين كافر شوند) خودشان گنهپيشگانند، يعنى شما را پس از پيغمبرتان جانشين علم و دين و عبادت خود كنم، چنان كه اوصياء آدم عليه السلام پس از او جانشين ميشدند تا پيغمبر بعد مبعوث ميگشت «مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نسازند» يعنى مرا عبادت كنند با ايمان باينكه پيغمبرى بعد از محمد صلّى اللَّه عليه و آله نيست، كسانى كه جز اين گويند «خودشان گنهپيشگانند» خدا هم واليان امر را بعد از محمد در علم استقرار بخشيد و ما هستيم آن واليان.
پس از ما بپرسيد، اگر بشما راست گفتيم، اعتراف كنيد- ولى شما اعتراف نخواهيد كرد- اما علم ما ظاهر است (زيرا اگر شما از ما نپرسيد، ديگران ميپرسند و اگر شما از روى لجاج و عناد اعتراف نكنيد، مردم بىغرض چيز فهم ديگر هستند) و اما وقت و زمانى كه دين خدا بوسيله ما در آن ظاهر گردد بطورى كه ميان مردم هيچ گونه اختلافى نباشد، آن را مدتى است كه با گذشت شبانه روزها سپرى شود، و چون وقتش رسد آشكار گردد و امر يكى شود (اختلاف از ميان مردم رخت بر بندد).
بخدا سوگند كه فرمان خدا جارى شده كه ميان مؤمنين اختلافى نباشد و بهمين جهت ايشان را گواه مردم قرار داده است، بدين ترتيب كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله گواه ما باشد و ما گواه شيعيان خود و شيعيان ما گواه مردم ديگر خداى- عز و جل- هرگز نخواسته كه در حكم او اختلافى باشد و ميان اهل علمش تناقضى وجود داشته باشد، سپس امام عليه السلام فرمود: برترى مؤمنى كه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ» را با تفسيرش باور كند، بر كسى كه در ايمانش بآن سوره چون او نيست، مانند برترى انسانست بر چهار پايان