ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٤ - جنود عقل و جهل
شب و روز استدلال كردند كه او و اينها خالق سرپرستى دارند ناآغاز و بىانتها و با عقل تشخيص زشت و زيبا دادند و دانستند در نادانى تاريكى و در علم نور است اينست آنچه عقل بآنها رهنما گشته. عرض شد: آيا بندگان ميتوانند بعقل تنها اكتفا كنند (و در پى تحصيل علم و ادب برنيايند) فرمود: عاقل برهبرى همان عقلى كه خداوند نگهدار او و زينت و سبب هدايتش قرار داده ميداند كه خدا حق است و پروردگار اوست و ميداند كه خالقش را پسند و ناپسنديست و اطاعت و معصيتى، و عقلش را بتنهائى راهنماى باينها نمىبيند و ميفهمد كه رسيدن باين مطالب جز با طلب علم ممكن نيست و اگر بوسيله علمش باينها نرسد عقلش او را سودى نداده پس واجب است بر عالم طلب علم و ادب نمايد كه بىآن استوار نماند.
ب- صفوان گويد شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود: مكنتى پرنعمتتر از عقل نيست و تنگدستى پستتر از حماقت نى. و در هر كار پشتيبانى فزونتر از مشورت نيست.