ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٢ - جنود عقل و جهل
بپذيرم و از نداشتن صفات ديگرش بگذرم ولى از نداشتن عقل و دين چشم نميپوشم زيرا جدائى از دين جدائى از امنيت است و زندگى با هراس گوارا نباشد و فقدان عقل فقدان زندگى است (زيرا بىخردان) فقط با مردگان مقايسه شوند و بس.
شرح-
ممكن است انسان بواسطه يكى از صفات نيك مانند سخاوت، حيا، غيرت، عدالت، راستگوئى نجات يابد و سعادتمند گردد بشرط آنكه آن صفت ملكه راسخه او گشته و هميشه بر آن پايدار و ثابت باشد چنانچه پيغمبر اكرم (ص) فقط شخصى را بخاطر راستگوئيش اهل بهشت دانست و حاتم طائى را بسبب سخاوت و نوشيروان را بجهت عدالت در بعضى از روايات اهل نجات شمردهاند ولى دو صفت دين و عقل است كه در هر حال براى انسان لازمست زيرا مردمى كه دين ندارند امنيت ندارند و آنها كه عقل ندارند زندگى انسانى ندارند.
٣١-
و نيز فرمود: خودبينى انسان دليل بر سستى خودش ميباشد.
٣٢-
حسن بن جهم گويد: جمعى از ياران ما خدمت حضرت رضا عليه السلام سخن از عقل بميان آوردند. امام فرمود: ديندارى كه عقل ندارد اعتنائى باو نباشد. گفتم: قربانت گردم. بعضى از مردمى كه بامامت قائلند ما نقصى بر آنها نمىبينيم در صورتى كه باندازه عقلشان عقل شايسته ندارند فرمود:
ايشان مورد خطاب خدا نيستند (زيرا خدا عاقل را امر و نهى ميكند و به اندازه عقلشان پاداش و كيفر ميدهد) خدا عقل را آفريد باو فرمود: پيش آى پيش آمد، برگرد، برگشت فرمود بعزت و جلالم بهتر و محبوبتر از تو چيزى نيافريدم باز خواست و بخششم متوجه تو است.
٣٣-
امام صادق عليه السلام فرمود: ميان ايمان و كفر فاصلهاى جز كم عقلى نيست. عرض شد