ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٨٨ - باب مخصوص و جامع در فضيلت و صفات امام
رفتند و خواستند كه با خرد گمگشته و ناقص خود و با آراء گمراهكننده خويش نصب امام كنند و جز دورى از حق بهره نبردند [خدا آنها را بكشد، بكجا منحرف ميشوند؟!!] آهنگ مشكلى كردند و دروغى پرداختند و بگمراهى دورى افتادند و در سرگردانى فرو رفتند كه با چشم بينا امام را ترك گفتند (٢٨ سوره ٢٩) «شيطان كردارشان را در نظرشان بياراست و از راه منحرفشان كرد با آنكه اهل بصيرت بودند».
از انتخاب خدا و انتخاب رسول خدا (ص) و اهل بيتش روى گردان شده و بانتخاب خود گرائيدند در صورتى كه قرآن صدا برآورد كه: (٦٦ سوره ٢٨) «پروردگارت هر چه خواهد بيافريند و انتخاب كند اختيار بدست آنها نيست خدا از آنچه با او شريك ميكنند منزه و والاست» و باز خداى عز و جل فرمايد (٣٦- احزاب) «هيچ مرد و زن مؤمنى حق ندارد كه چون خدا و پيغمبرش چيزى را فرمان دادند، اختيار كار خويش داشته باشد» و فرموده است (٣٦ سوره ٦٨) «شما را چه شده، چگونه قضاوت ميكنيد؟!! مگر كتابى داريد كه آن را ميخوانيد، تا هر چه خواهيد انتخاب كنيد، در آن كتاب بيابيد، يا براى شما تا روز قيامت بر عهده ما پيمانهاى رسا هست كه هر چه قضاوت كنيد حق شماست، از آنها بپرس كدامشان متعهد اين مطلب است و يا مگر شريكانى داريد، اگر راست گويند، شريكان خويش بياورند» و باز خداى عز و جل فرموده است (٢٤- محمد) «چرا در قرآن انديشه نميكنند يا مگر بر دلها قفل دارند و فرموده «مگر خدا بر دلهاشان مهر نهاده كه نميفهمند» و يا (٢٠ سوره ٨) «گفتند شنيديم ولى نميشنيدند و همانا بدترين جانوران بنظر خدا مردم كر و لالند كه تعقل نميكنند، و اگر خدا در آنها خيرى سراغ داشت بآنها شنوائى ميداد و اگر شنوائى هم ميداشتند پشت ميكردند و روى گردان بودند» و يا «گفتند شنيديم و نافرمانى كرديم»