ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٥٦ - شناختن امام و مراجعه باو
رفتهاند) امام فرمود: مگر عقيده دارى كه خدا معرفت فلان و فلان را در دل ايشان انداخته است؟ بخدا آن را كسى جز شيطان در دل ايشان نينداخته است، نه بخدا، حق ما را كسى جز خدا بمؤمنين الهام نكند (يعنى اى زرارة اين را هم بدان كه معرفت ما گوهريست ربانى و توفيقى است الهى كه جز بمردم سالم و پاك فطرت نرسد، چنانچه پيروى از پيشوايان ناحق عقيدهايست شيطانى كه در اثر خبث باطن نصيب افراد ديگرى گردد).
٤-
امام باقر (ع) ميفرمود: تنها كسى خداى عز و جل را شناسد و پرستش كند كه هم خدا را بشناسد و هم امام از ما خاندان را و كسى كه خداى عز و جل را نشناسد و امام از ما خاندان را نشناسد غير خدا را شناخته و عبادت كرده، اين چنين (مانند عامه مردم) كه بخدا گمراهند (خدائى كه بوسيله غير ائمه هدى (ع) معرفى شود جوان خوش سيمائى است كه در قيامت براى مردم جلوهگرى كند پس هر كه بچنين خدائى معتقد باشد، حقا خدا را نشناخته است).
٥-
ذريح گويد: از امام صادق (ع) راجع بامامان بعد از پيغمبر (ص) پرسيدم، فرمود: امير المؤمنين (ع) امامست و سپس حسن امامست و سپس حسين امامست و سپس على بن الحسين امامست و سپس محمد بن على امامست، هر كه منكر اينان شود، مانند كسى است كه معرفت خداى تبارك و تعالى و معرفت رسولش (ص) را منكر شده است. عرضكردم قربانت گردم و سپس شما اماميد؟- اين سخن را سه مرتبه تكرار كردم- فرمود: من اين مطلب را تنها براى اين بتو گفتم كه از گواهان خداى تبارك و تعالى در زمينش باشى (يعنى تا خودت بدانى و باهلش برسانى و از نااهلان پوشيده دارى يا براى اينكه نزد خدا گواه باشى كه