ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٧١ - باب حركت و انتقال
جايى او را فرا گيرد و جايى از او خالى شود و در جايى كه آمد از جايى كه بوده خبر ندارد كه چه پيش آمد كرده، ولى خداى عظيم الشأن و سلطان جزابخش هيچ جا از او خالى نيست و هيچ جا او را فرا نگيرد و بهيچ مكانى نزديكتر از مكان ديگر نيست،
٤-
محمد بن عيسى گويد: بحضرت امام على النقى (ع) نوشتم: آقايم خدا مرا قربانت گرداند براى ما روايت كردهاند كه: خدا در موضع معينى از عرش قرار دارد و نيمه آخر هر شب بآسمان پائين فرود آيد و باز روايت كنند كه در شب عرفه پائين آيد و سپس بجاى خود برگردد، يكى از دوستان شما در اين باره گويد: اگر خدا در موضع معينى باشد در ملاقات و مجاورت هوا قرار گيرد در صورتى كه هوا جسم رقيقى است كه بهر چيز باندازه خودش احاطه كند، پس چگونه در اين صورت هوا بخدا احاطه كند؟
حضرت مرقوم فرمود: اين را خدا خود ميداند و اوست كه نيكو اندازهگيرى آن كند، بدان كه او اگر در آسمان پائين باشد همچنان در عرش است (در يك وقت معين علمش بهر دو ناحيه مساويست) و علم و قدرت و سلطنت و احاطه او بر همه چيز يكسانست.
شرح
- در اين حديث شريف امام دهم عليه السلام سؤال محمد بن عيسى را از ظاهر فاسدش برگردانيده و با متانت كاملى بطرز صحيح و معقولش جوابداده است زيرا پائين آمدن و باندازه معينى در مجاورت هوا قرار گرفتن را كه در سؤال مربوط بذات خداوند متعال دانسته و او را جسم و صاحب مكان فرض كرده در مقام جواب حضرت بنزول رحمت و اندازهگيرى خلقت برگردانيده و پاسخ داده است يعنى سؤال از اندازهگيرى شدن خداست و جواب از اندازه گرفتن خدا، سپس توضيح بيشترى داده كه مقصود از بودن او در عرش