ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣١ - استدلال بر عدم امكان رؤيت خدا
نه بسيار دور و نه بسيار نزديك باشد وجود داشته باشد. ٣- ميان آن دو هواى لطيفى موجود باشد تا حامل جسم شعاعى گردد، امام يازدهم عليه السلام در اين حديث شريف بقسمتى از اين شرائط اشاره كرده و فرموده است اگر خدا ديده شود بايد در آن شرايط باشد زيرا رابطه بين شرط و مشروط و سبب و مسبب حتمى است و اگر بر فرض محال اين شرايط موجود شد لازم مىآيد كه خدا هم مانند مخلوق خود باشد زيرا كه هدف ديد قرار گرفته است و هدف ديد چنان كه گفتيم بايد جسم كثيف باشد و خدا بزرگتر از اينست كه جسم باشد.
٥-
مردى از خوارج خدمت امام باقر (ع) رسيد و عرض كرد: اى ابا جعفر چه چيز را ميپرستى؟
فرمود: خداى تعالى را، گفت او را ديدهئى؟ فرمود: ديدگان او را ببينائى چشم نبينند ولى دلها او را بحقيقت ايمان ديدهاند، با سنجش شناخته نشود و با حواس درك نشود و بمردم مانند نيست، با آياتش توصيف شده و با علامات شناخته شده، در داوريش ستم نكند، اوست خدا سزاوار پرستشى جز او نيست، مرد خارجى بيرون رفت و ميگفت: خدا داناتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد.
٦-
امام صادق (ع) فرمود: عالمى خدمت امير المؤمنين (ع) رسيد و گفت اى امير مؤمنان: پروردگارت را هنگام پرستش او ديدهئى! فرمود: واى بر تو! من آن نيستم كه پروردگارى را كه نديدهام بپرستم، عرضكرد: چگونه او را ديدهاى؟ فرمود: واى بر تو ديدگان هنگام نظر افكندن او را درك نكنند ولى دلها با حقايق ايمان او را ديدهاند.
٧-
عاصم بن حميد گويد: با امام صادق (ع) در باره آنچه راجع بديدن خدا روايت كنند مذاكره ميكردم، حضرت فرمود: اين خورشيد يك هفتادم نور كرسى است و كرسى يك هفتادم نور عرش و عرش يك هفتادم