ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١
يا رب حي ميت ذكره و ميت يحيى بأخباره ليس بميت عند أهل النهى من كان هذا بعض آثاره باخرزى نحمدك اللّهم على ما أرشدنا إلى صراطك الأقوم و هديتنا إلى سبيلك بنبيّك الأكرم و غرست في قلوبنا محبّة العترة الطاهرة و الشجرة الطيّبة التي أصلها ثابت و فرعها في السماء و أمرتنا باتّباعهم و وفّقنا لطاعتهم و أنقذتنا بهم من شفا جرف الهلكات و أخرجتنا بنورهم من الظلمات هداة الأبرار و نور الأخيار الذين أعلنوا دعوتك و بيّنوا فرائضك و أقاموا حدودك و نشروا أحكامك الذين يبلّغون رسالاتك و لا يخشون أحدا إلّا إيّاك فصلواتك على نبيّك و عليهم أجمعين.
مقدمه
باسمه تعالى
ستايش خداى راست كه براى نعمتش ستايش شده و براى قدرتش پرستيده گشته در سلطنت خويش فرمانرواست و بجهت شوكتش از او بيم دارند، بدان چه نزد او است رغبت شده، فرمانش بر همه مخلوق جارى است، والاست در نهايت والائى، نزديكست و در عين حال بلند مرتبه، از ديدگاه بينندگان فرا رفته، ناآغازست و بىانتها، بيش از همه چيز برجا بوده و هميشه نگهدار آنها است، زبر دستى كه نگهدارى همه چيزش خسته نكند، توانائى كه بعظمتش در سلطه آسمانى فريد است و بقدرتش در بزرگ منشى وحيد، آياتش را بحكمتش بر مخلوق هويدا كرد، همه چيز را بىسابقه آفريد و بقدرت و حكمت خويش نقشه آنها را آغاز نمود، مادهاى نبود تا اختراع صدق نكند و علتى نداشت تا ابتداع درست نيايد. آنچه را خواست چنان كه خواست آفريد و براى نماياندن حكمت و حقيقت ربوبيتش در اين آفرينش يكتاست خردهايش فرا نگيرند و انديشهها بدو نرسند، ديدگانش در نيابند و اندازه بر او احاطه نكند، بيان از وصفش ناتوان است و ديدگان در آستانش نابينا و هر گونه توصيفى در مقامش نارسا، بىمانع نهانست و بىپرده پنهان، ناديده شناخته شده و بىشكل توصيف گشته و بىجسم تعريفش كنند، معبودى جز خداى