دولت يار (نقد و بررسى كتاب آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء) - حامدنيا، رسول - الصفحة ٧٩
اين واژه به معناى يارى، دوستى، امارت، تصدى امر و تسلط و معانى ديگرى كه نوعى مباشرت و اتصال در آن مىباشد به كار رفته است. در فرهنگ فارسى، معانى مختلفى مانند دوست، يار و صاحب براى واژه «ولى» و معناى حكومت براى واژه «ولايت» بيان شده است.[١]
رهبرى و سرپرستى و اداره جامعه، يكى از معانى روشن واژه «ولايت» است و به كسى كه چنين مقامى دارد، «ولى» مىگويند.[٢]
در آيات و روايات نيز ولايت به معناى سرپرستى و حكومت و تدبير امور جامعه بهكار رفتهاست. مانند: «انَّما وَلِيُّكُمُاللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَامَنُوا ...»[٣]
همچنين آيه: «الِنَّبِىُّ اوْلَى بِالْمُؤمِنينَ مِنْ انْفُسِهِمْ ....»[٤]
ولايت به نظر مفسّرين، به معناى تدبير و اولويّت در تصرّف است.[٥]
در كلام على (ع) ولايت به معناى حكومت، بسيار به كار رفته است؛ مانند خطبه ٢١٦ آن حضرت كه مىفرمايد: «
امّا بعد فقد جعلاللّه سبحانه لى عليكم حقا بولاية امركم
» در همان خطبه «والى» به معناى كسى كه رهبرى و حكومت را در دست دارد به كار رفته است: «
واعظم ما افترض سبحانه من تلك الحقوق حق الوالى على الرعية ...»[٦]
در نامه حضرت به مالك، ولايت بهمعناى حكومت و اداره جامعه و والى بهمعناى كسى كه چنين مقامى را داراست، بهكار رفته و والى و كسى كه داراى ولايت است، راهنماى تحقق اركان عبادى شمرده شدهاست.[٧]
[١] - فرهنگ فارسى معين، ماده« ولى».
[٢] - المحيط، ص ١٧٣٢؛ المصباح المنير، ج ٢، ص ٣٩٦؛ تاج العروس، ج ١٠، ص ٣٩٨.
[٣] - سوره مائده، آيه ٥٥.
[٤] - سوره احزاب، آيه ٦.
[٥] - ر. ك. به: تفسير الميزان، ج ٦، ص ١٢.
[٦] - نهجالبلاغه، خطبه ٢١٦.
[٧] - جوادى آملى، كتاب نقد، شماره ٢ و ٣، ص ٤٢١.